تبلیغات
*.........*...... کبوترانه ...* - والیان برتر 10 (شهادت امام حسن مجتبی (ع))
*.........*...... کبوترانه ...*
.:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::.
با سلام
به لطف و مدد خدا ان شاالله اکثر احادیث را به صورت موضوعی در این وبلاگ جمع‌آوری خواهم کرد...

«شیعه در حزن و عزای مجتبی (ع)»

سلام و صلوات بر تو ای سرور ما، ای ابا محمّد، ای حسن بن علی، ای دوست خدا و ملائك نزدیك به خدا، سلام بر تو ای برگزیده، ای بنده‌ی صالح و مطیع خدا، ای مظلوم و پسر مظلوم، ای شهید و فرزند شهید، ای كشته شده از جور جائرین، سلام بر تو ای نوه‌ی پیامبر (ص) و ای زاده‌ی علی (ع) و زهرا (س)، ای دلیل خدا بر خلق، ای بزرگ و سرپرست ما، توجّه ما به سوی توست، تو شفیع ما باش نزد خدا، ای صاحب آبرو نزد خدا.
آنچه در میان علماء امامیه شهرت یافته آن است كه شهادت امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ در آخر ماه صفر واقع شده و بعضی در بیست و هشتم از سال چهل و نهم هجرت گفته‌اند و عمر شریف امام مجتبی (ع) در هنگام شهادت چهل و هفت سال بود همانطوریكه جعفر بن محمّد الصّادق علیهماالسّلام روایت كرده كه امام مجتبی (ع) چون از دنیا رفت عمر او چهل و هفت سال بود به سال پنجاهم هجرت و آن حضرت بعد از رسول الله چهل سال زندگانی كرد. بین امام حسن و برادرش امام حسین علیهم‌السّلام به اندازه‌ی مدّت حمل فاصله بود و حمل امام حسین (ع) شش ماه بود. امام حسن (ع) با جدّ خود رسول خدا هفت سال ماند و بعد از آن با امیرالمؤمنین (ع) سی و سه سال ماند و بعد از شهادت حضرت امیر علیه السّلام ده سال زندگانی كرد.
محمّد بن یعقوب بن اسحاق كلینی رازی به اسناد معتبر از حضرت صادق علیه‌السّلام روایت كرده است: «اشعث بن قیس» در خون امیرالمؤمنین (ع) شریك شد و دختر او «جعده» زهر داد به امام حسن (ع) و پسر او «محمّد» شریك شد در خون امام حسین (ع) و قطب راوندی در خرایج از حضرت صادق (ع) روایت كرده است كه امام حسن (ع) به اهل بیت خود می‌گفت: من به زهر شهید خواهم شد مانند رسول خدا (ص)، گفتند: چه كسی این كار را خواهد كرد؟ فرمود: همسر من جعده دختر اشعث بن قیس، معاویه به طور مخفی از برای او زهر خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه به من بخوراند، گفتند: او را از خانه‌ی خود بیرون كن و از خود دور گردان، فرمود: چگونه او را از خانه بیرون كنم و هنوز از او كاری واقع نشده است، اگر او را بیرون كنم به غیر او مرا نخواهد كشت. پس از مدّتی معاویه مال بسیاری با زهر قاتلی برای او فرستاد و گفت: اگر این زهر را به امام حسن بخورانی، من صد هزار درهم به تو می‌دهم و تو را به قید زناشویی پسر خودم یزید در می‌آورم. روزی آن حضرت روزه بود ، روز بسیار گرمی بود، در وقت افطار آن حضرت بسیار تشنه بود، آن زن ملعونه، شربت شیری از برای حضرت آورد و آن زهر را داخل شیر كرده بود، چون حضرت بیاشامید، گفت: ای دشمن خدا كشتی مرا خدا تو را بكشد، به خدا سوگند كه خلفی بعد از من نخواهی یافت، آن ملعون تو را فریب داده، خدا تو را و او را به عذاب خود معذّب خواهد كرد. پس آن حضرت دو روز در درد و الم بود و بعد از آن به جدّ بزرگوار و پدر عالی مقام خود ملحق گردید و معاویه برای جعده، وفا به وعده‌های خود نكرد و در احتجاج دارد: مال را به او داد، ولی او را به یزید تزویج نكرد، گفت: كسی كه با حسن (ع) وفا نكند با یزید وفا نخواهد كرد.
در بحار الانوار است كه «جنادة بن ابی امیّه» روایت كرده است كه در بیماری امام حسن (ع) كه به آن كسالت از دنیا رفت، به خدمت او رفتم و در نزدش نشستم و گفتم: ای مولای من، چرا شما خود را معالجه نمی‌كنید؟ گفت: ای بنده‌ی خدا، مرگ را به چه چیز می‌توان علاج كرد؟ گفتم: انّا لله و انّا الیه راجعون، پس به جانب من توجه كرد و فرمود: خبر داد ما را رسول خدا (ص) كه بعد از او دوازده خلیفه و امام خواهند بود، یازده تن از ایشان از فرزندان علی و فاطمه‌اند و همه‌ی ایشان شهید می‌شوند به تیغ یا به زهر.
گفتند: یابن رسول الله ما را موعظه كن، فرمود: «اِسْتَعِد لِسَفَرِكَ وَ حَصِّل زادك قَبْلَ حلول اَجَلِك»، (در اینجا با اینكه حضرت امام حسن مجتبی (ع) در اواخر عمر است و در بستر بیماری است مقداری موعظه می‌فرماید  كه برای عموم مفید است) فرمود: مهیّای سفر آخرت شوید و توشه‌ی آن سفر را قبل از رسیدن اجل تحصیل نمایید، بدان كه تو دنیا را طلب می‌كنی در حالی كه مرگ تو را طلب می‌كند، غصّه‌ی روزی را كه هنوز نیامده است بر روزی كه در آن هستی باز نكن، بدان كه هر چه از مال تحصیل نمایی زیاده از قُوتِ خود در آن بهره نخواهی داشت و فقط خزینه‌دار دیگران خواهی بود و بدان كه در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب و مرتكب شبهه‌های آن شدن موجب عقاب است، پس دنیا را نزد خود به منزله‌ی مُرداری بدان و از آن مگیر مگر به اندازه‌ی آنچه تو را كافی باشد كه اگر حلال باشد زهد در آن ورزیده باشی و اگر حرام باشد در آن گناهی نداشته باشی، آنچه گرفته باشی بر تو حلال باشد چنانچه میته حلال می‌شود در حال ضرورت و اگر هم عتابی در بر داشته باشد عتاب او كمتر باشد. از برای دنیای خود چنان كار كن كه گویا همیشه زنده خواهی ماند (و از تبعات اعمال خودت شرمنده نشوی) و برای آخرت خود چنان كار كن كه گویا فردا خواهی مُرد و اگر خواهی كه عزیز باشی بدون داشتن قوم و قبیله‌ای و مهابت داشته باشی بدون سلطنت و حكمی، پس خود را خارج كن از ذلّت معصیت خدا و حركت كن به سوی طاعت خدا. هر گاه تو را حاجتی داعی شود و مضطرّ شوی، یا كه با مردم بخواهی مصاحبت كنی، پس مصاحب شو با كسی كه مصاحبت او تو را زینت باشد و اگر او را خدمت کنی تو را محافظت نماید و اگر از او یاری طلب کنی تو را نصرت دهد و اگر سخنی بگویی تو را تصدیق كند و اگر بر دشمنی حمله كنی تو را تقویت كند و اگر دستی دراز كنی به احسان، او نیز دست دراز كند و اگر رخنه‌ای در احوال تو ظاهر شود آنرا مسدود سازد و اگر نیكی از تو ببیند آن را بشمارد و ظاهر كند و اگر سؤالی كنی از او، عطا كند و اگر ساكت شوی و سؤال نكنی، او ابتداء به سؤال كند و اگر بلائی به او وارد شود تو آزرده شوی، مصاحب انتخابی شما باید كسی باشد كه از او به تو مصیبتی نرسد و به واسطه‌ی او مورد برخورد بلایا قرار نگیری و در وقتی كه حقوق ضروریّه لازم شود تو را رها نكند و بالأخره اگر در چیزی با یكدیگر نزاع كنید تو را بر خودش ترجیح دهد.
چون سخنان امام حسن مجتبی به اینجا رسید، نفس مباركش منقطع شد و رنگش زرد شد، پس امام حسین (ع) از در وارد شد با اسود بن ابی الاسود، امام حسن علیه السلام برادر بزرگوار خود را در آغوش گرفت و میان دو دیده‌اش را بوسید، نزد او نشست و راز بسیار با یكدیگر گفتند، پس امام حسین (ع) را وصیّ خود گردانید و اسرار امامت را به او گفت، ودایع خلافت را به او سپرد و روح مقدّسش به ریاض قدس پرواز كرد و در بقیع مدفون گردید:

ز داغ قتلِ حسن قلب دوستان خون شد      ز راه دیـده به دامـان هَماره جاری شد
بگو به فاطمه مسموم شد زِ كین حَسَنَت       كـه كـارِ زینب غمـدیده آه و زاری شد

به سند كتاب امالی شیخ صدوق، ابن عبّاس روایت كرده است كه رسول الله فرمود: چون فرزند من حسن را به زهر شهید كنند ملائكه‌ی آسمانهای هفت گانه بر او گریه كنند و همه چیز بر او گریه كند حتّی مرغان هوا و ماهیان دریا، پس هر كس بر او گریه كند و بر مصیبت او اندوهناك شود، اندوهناك نشود دل او در روزی كه دلها اندوهناك شوند و هر كس او را در بقیع زیارت كند، قدمش بر صراط ثابت گردد در روزی كه قدمها بر آن لرزد.
در كتاب قرب الاسناد به سند معتبر از امام محمّد باقر (ع) روایت كرده است كه حضرت امام حسین علیه السّلام هر پسین (شامگاه) روز جمعه به زیارت قبر امام حسن (ع) می‌رفت.
در كتاب مناقب ابن شهر آشوب روایت كرده است كه چون امام حسن (ع) مشرف بر وفات شد، حضرت امام حسین (ع) گفت: ای برادر، می‌خواهم حال تو را در وقت احتضار بدانم، حضرت امام حسن (ع) فرمود: من از رسول خدا (ص) شنیدم كه می‌فرمود: عقل از ما اهل بیت مفارقت نمی‌كند تا روح در بدن ماست، پس دست خود را به من ده، چون من ملك الموت را مشاهده كنم، دست تو را می‌فشارم، پس حضرت امام حسین (ع) دست خود را به دست او داد، بعد از اندك ساعتی، فشاری وارد ساخت به دست آن حضرت، چون امام حسین گوش خود را نزدیك دهان آن حضرت برد فرمود: ملك الموت به من می‌گوید: بشارت باد تو را كه حق تعالی از تو راضی است و جدّ تو شفیع روز جزاست.
امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ در آخر عمر وصیّت می‌كند به امام حسین (ع) بدینگونه: این وصیّتی است كه حسن بن علی بن ابیطالب دارد به سوی برادر خود حسین بن علی، وصیّت می‌كند كه گواهی می‌دهم به وحدانیت خدا كه در خداوندی شریك ندارد، اوست سزاوار پرستیدن و در معبودیّت شریك ندارد و در پادشاهی كسی شریك او نیست، محتاج به معین و یاوری نیست و همه چیز را او خلق كرده است و همه چیز را او تقدیر كرده و او سزاوارترین معبودین به عبادت است و سزاوارترین محمودین به حمد و ثناء است، هر كس او را اطاعت كند، او را رستگار می‌گرداند و هر كس معصیت كند او را، گمراه می‌شود و هر كس توبه كند به سوی او هدایت می‌یابد، پس وصیّت و سفارش می‌كنم تو را ای حسین در حق‌ّ آنها كه بعد از خود می‌گذارم از اهل خود و فرزندان خود و اهل بیت تو، كه درگذری از گناهكار ایشان و قبول كنی احسان نیكوكردار ایشان را و خلف من باشی نسبت به ایشان و  پدر مهربان باشی برای ایشان و آنكه دفن كنی مرا در جوار حضرت رسالت، زیرا كه من احقّم به آن حضرت و خانه‌ی آن حضرت، از آنها كه بی‌رخصت داخل خانه‌ی آن حضرت كردند و حال آنكه حق‌تعالی نهی كرده است از آن، فرموده است: «یا ایّها الّذین آمنوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النّبی الا اَنْ یُؤذَنَ لكم (احزاب ـ 53)». پس به خدا سوگند كه رسول خدا (ص) رخصت نداده است ایشان را كه داخل خانه‌ی او شوند بدون رخصت در حیات او، و رخصتی به ایشان نرسیده بعد از وفات او، رخصت داده است ما را که تصرف نماییم در آنچه از او به میراث به ما رسیده است، پس اگر كسی تو را مانع شد از دفن، تو را سوگند می‌دهم به قرابت و رحم كه نگذاری در كنار جنازه‌ی من به قدر مِحجمه (آلت حجامت كردن) از كسی خون بر زمین ریخته شود تا حضرت رسالت را ملاقات كنم و نزد او شكایت كنم كه بعد از او از سوی منافقین به ما چه رسیده.
مرحوم شیخ مفید در ارشاد خود می‌گوید: امام حسین علیه‌السّلام فرمودند: به خدا سوگند اگر وصیّت امام حسن نبود كه در این مورد به اندازه‌ی یك خون گرفتن هم خونریزی نكنم، می‌دانستید كه چگونه شمشیرهای خدا انتقام خویش را از شما می‌گرفت،كه شما پیمان میان ما و خودتان را شكستید و آنچه را كه برای خود با شما شرط كرده بودیم باطل كردید و بالنّهایه پیكر امام حسن (ع) را به «بقیع» بردند و كنار مادربزرگ معظمه‌اش «فاطمه بنت اسد» كه خدایش او را در بهشت مأوی دهد به خاك سپردند.
زیارت قبر مطهّر بزرگان دین و امامان معصوم و ذراری زهرا سلام الله علیها، هم در دنیا مورد اجر خواهد بود هم در عقبی كه ابن شهر آشوب در مناقب می‌گوید: امام صادق (ع) از قول نیاكان خود نقل می‌فرماید: روزی امام حسن (ع) در دامان پیامبر (ص) نشسته بود، ناگاه سر خود را بلند كرد و گفت: پدر جان، برای كسی كه پس از مرگِ شما به زیارت شما آید چه پاداشی است؟رسول الله فرمود: فرزندم، هر كس بعد از وفات من به زیارت من آید برای او بهشت است و هر كس بعد از مرگ پدرت به زیارتش برود برای او بهشت است و هر كس پس از وفات برادرت حسین (ع) به زیارتش برود برای او بهشت است و هر كس پس از مرگ تو به زیارت تو آید برای او بهشت است.
همچنین امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ گفت: ای رسول خدا، برای كسی كه ما را زیارت كند چه پاداشی است؟ پیامبر فرمود: هر كس مرا در حال حیات یا پس از وفات زیارت كند و پدر و خودت و برادرت را در زندگی یا پس از مرگ زیارت كند، بر عهده‌ی من است كه روز رستاخیز او را نجات دهم.
در مناقب دارد كه «دعبل بن علی خزاعی» به خود می‌گوید: آرام بگیر كه در این مورد برای تو چه بسیار سرمشق است، شدّت و هیجان اندوه خود را با یادآوری رحلت پیامبر و كشته شدن وصیّ او و بریدن سر حسین (ع) و مسموم شدن حسن (ع) تسكین ببخش.
به عنوان حسن ختام در شهادت امام حسن مجتبی عرض می‌كنم:
ای فرزند آدم، اندوههای روزگار، ابرهای فشرده بر یكدیگر است و چشم حوادث با اشك خود حادثه می‌بارد. هر گاه اندوهها بر تو هجوم می‌آورد، با یاد آوردن مصیبات اولاد فاطمه (س) آنها را آرام كن، در این ایّام از ذكر غافل نشوید كه همان فتح ابواب گشایش و رحمت و توسّل است، پس به ابجد حسن (ع) «118» بار بگو:

اللهمَّ صَلِّ عَلی حسن بن علی المجتبی و اللعن قاتله و عجّل فرجهم و فرجنا بحقّهم یا كریم، یا ربَّ الحسن بمولاناَ‌الحسن اَحْسِن حالی بِحُسْنِكَ القدیم

و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین
«سـالـروز شهــادت امـام مجتبـی (ع) ـ 1424 ه.ق»

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : منتظر غریب

← لینکدونی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی