تبلیغات
*.........*...... کبوترانه ...* - والیان برتر 20 (شهادت امام باقر علیه السلام) - 2
*.........*...... کبوترانه ...*
.:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::.
با سلام
به لطف و مدد خدا ان شاالله اکثر احادیث را به صورت موضوعی در این وبلاگ جمع‌آوری خواهم کرد...

«گرفت گوهر اشكم سراغ حضرت باقر (ع)»

كاروان عمر كه به سرعت در حال سیر و حركت است ما را به هفتم ذی حجة الحرامی دیگر متّصل ساخت كه این روز یادآور شهادت امام پنجمین و معصوم هفتمین، شكافنده‌ی علوم عِلْوی و سِفْلی، «حضرت ابی جعفر محمّد بن علی الباقر (ع)» است كه پس از والد اَمْجَدَش «سیّد السّاجدین (ع)»، امام مُفْتَرَضُ الطّاعة بوده و پدرش به امامت ایشان تصریح فرموده و شرایط عقلی هم مُثْبِتِ این مُدَّعا می‌باشد. امام باقر از جهت تَفَوُّق علمی و مدارج معنوی در بین خواص و عوام بر همه‌ی صِبْیانِ امام سجّاد، مُرَجَّح است و آن مقدار از علوم دین و حدیث و تفسیر و سیره و ابواب دیگر علوم كه از امام باقر متجلّی و متبلور گردیده از هیچكدام از فرزندان حَسَنین وارد نشده، از «جابر بن یزید الجُعْفی» سؤال شد: چرا حضرت باقر را «باقر» خواندند؟ وی گفت: به جهت آنكه «بقر العلوم بقراً (ای شقّه شقّاً و اظهره إظهاراً)»، آن حضرت علم را شكافت شكافتنی (كلمه‌ی بَقَرَ یعنی شَقَّ وَ اظْهَرَ) و جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید از رسول خدا (ص) شنیدم كه می‌فرمود: «یا جابر انك ستبقی حتی تلقی ولدی محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب»، ای جابر، تو آنقدر زنده می‌مانی تا فرزندم محمّد بن علی را ملاقات كنی، «المعروف فی التوراة بباقر فاذا لقیته فاقرأه منّی السَّلام»، هم او كه در كتاب آسمانی تورات معروف به باقر است، پس زمانی كه او را دیدار كردی از طرف من به او سلام برسان. جابر در یكی از كوچه‌های مدینه چشمش به پسری افتاد، گفت ای جوان كیستی؟ فرمود: من محمّد بن علیّ بن الحسینم، جابر گفت: به پروردگار كعبه، شمائلت مثل شمائِلِ رسول الله است، آنگاه سلام رسول خدا را رساند، امام باقر فرمود: «عَلی رَسُول الله السَّلام ما دامت السّماوات و الارض و علیكَ یا جابر بما بلّغت السَّلام»، بر رسول خدا سلام باد مادامی كه ارض و سماء برپا هستند و بر تو سلام باد ای جابركه سلام را ابلاغ كردی، جابر عرضه داشت: ای باقر، تو حقّاً و قطعاً باقری، تویی كه علم را می‌شكافی شكافتنی، سپس جابر محضر امام (ع) مشرّف می‌شد و در مقابل آن حضرت می‌نشست و حضرت به او تعلیم می‌فرمودند و جه بسا در آنچه جابر از رسول الله نقل می‌كرد مرتكب اشتباه می‌شد و حضرت اشتباهاتش را تصحیح می‌فرمود و جابر هم می‌پذیرفت و چنین می‌گفت: ای باقر، «أشهد بالله انك قد أوتیت الحكم صبیّاً»، خدا را شاهد می‌گیرم كه در كودكی حكمت به شما داده شده است. امام باقر (ع) در تفسیر این آیه از سوره‌ی شانزدهم: «فَسْئَلُوا اَهْلَ الذِّكر ان كنتم لا تَعْلَمُون ـ از دانایان سؤال كنید اگر نمی‌دانید» می‌فرماید: ما اهل ذكر هستیم، «ابو ذرعه» می‌گوید: محمّد بن علی الباقر راست گفته است و به جان خودم سوگند كه او از بزرگترین دانشمندان است. در خبر وارد شده كه «هشام بن عبد الملك» به حج آمده بود، در حالی كه به كتف برده‌ی آزاد كرده‌ی خود به نام «سالِم» تكیه داده بود وارد مسجد الحرام شد، در همان هنگام امام باقر (ع) در مسجد حضور داشت، سالم به هشام امام باقر را نشان داد و گفت: ای امیرالمؤمنین! این شخص، محمّد بن علیّ بن الحسین است. هشام گفت: همان كسی كه مردم عراق شیفته‌ی او هستند؟ گفت: آری، گفت: برو نزدش و بگو امیرالمؤمنین می‌گوید: مردم در روز قیامت تا هنگامی كه حسابهای آنان بررسی شود چه می‌خورند و چه می‌آشامند؟ امام باقر در پاسخ سالم فرمود: مردم كنار نهری محشور می‌شوند كه انهار دیگر از آن سرچشمه می‌گیرد و از آنها می‌خورند و می‌آشامند تا از حساب فارغ شوند، هشام كه فكر می‌كرد بر امام باقر پیروز شده است تكبیر گفت و به سالم گفت: برو به محمّد بن علی بگو: مردم در آن هنگام گرفتارتر از این هستند كه به خوردن و آشامیدن برسند، امام باقر (ع) فرمود: مردم در دوزخ گرفتارترند، در عین حال غافل از این موضوع نمی‌باشند كه بگویند: از آنچه به شما روزی داده‌اند مقداری به ما بدهید، هشام سكوت نمود و پاسخی نداد. «عمرو بن عبید» وارد شد بر حضرت باقر و چنین در ذهن داشت كه با پرسیدن برخی سؤالها ایشان را آزمایش كند، لذا به حضرت گفت: فدایت گردم، معنی این آیه از سوره‌ی انبیاء چیست كه می‌گوید: آیا آنان كه كافرند ندیدند كه آسمانها و زمین بسته بود ما آنها را شكافتیم؟ و مقصود از این انسداد و انفتاح چیست؟ حضرت فرمود: منظور آن است كه از آسمان قطره‌ای باران نمی‌بارید و از زمین هیچ گیاهی نمی‌رویید، عمرو دوباره سؤال كرد: فدایت گردم، از معنی این آیه به من خبر دهید كه چون می‌فرماید: و هر كس مستوجب خشم من گردید، همانا خوار و هلاك شده است (قسمتی از آیه‌ی 81 سوره‌ی بیستم)، مقصود از خشم خداوند چیست؟ حضرت باقر فرمودند: خشم خداوند به معنی عقاب اوست بر گناهكاران، ای عمرو! هر كس تصوّر كند كه خداوند را چیزی تغییر دهد، به تحقیق كافر شده است، سپس حضرت می‌فرماید: به این خوارج بگویید چرا و به چه دلیل افتراق از علی علیه‌السّلام را روا دانستید و حال آنكه پیش از این در اطاعت از او و در محضر او خونهای خود را فدا می‌كردید و با حمایت او به خداوند تقرّب می‌جستید؟ آنان به شما خواهند گفت: او در دین خدا حَكَم تعیین كرد، به آنان بگویید: خداوند متعال در شریعت پیامبرش در اموری حَكَم قرار داده و دو مرد را برای این كار مقرّر داشته و در سوره‌ی چهارم آیه‌ی 35 كه در مورد بروز اختلاف میان زن و شوهر است فرموده است: بفرستید حَكَمی از اهل مرد و حَكَمی از اهل زن كه اگر قصد اصلاح داشته باشند خدا ایشان را به توافق رساند، پیامبر (ص) هم «سعد بن معاذ» را در خصوص «بنی قریظه» داور فرمودند و او در آن مورد چنان داوری كرد كه خدای عزّوجلّ هم حكم او را تأیید فرمود، آیا نمی‌دانید كه امیرالمؤمنین علی (ع) به هر دو داور فرمان داد كه بر طبق احكام قرآنی حكم كنند و از آن تخلّف نكنند و شرط فرمود كه هر حكمی را كه مخالف كتاب الله باشد رد خواهد فرمود، و چون به آن حضرت گفتند: كسانی را داور كردی بر ضدّ تو داوری كردند، فرمود: من ایشان را داور قرار ندادم، بلكه قرآن را داور كردم.

به هر حال امام باقر (ع) با آن عظمت مقام علمی و عهده‌داری منصب امامت و با آنكه خود عائله‌مند بود و از نظر درآمد از مردم متوسط محسوب می‌شد، میان خواص و عوام مشهور به بخشندگی و جود و كرم بود و خود حضرت می‌فرماید: ما اهل بیت رحمت و معدن حكمت و شاخه‌های درخت نبوّت هستیم، فرزند معصومش جعفر بن محمّد الصادق (ع) می‌فرماید: در شب وفات پدر بزرگوار خود به نزد آن حضرت رفتم كه با او سخن بگویم، او را دیدم كه با پروردگار خود در حال مناجات است، سپس حضرت فرمود: ای فرزند گرامی، من در این شب دار فانی را وداع می‌كنم و به ریاض قدس ارتحال می‌نمایم. سن شریف امام باقر (ع) در وقت رحلت پنجاه و هفت سال و پنج ماه و هفت روز بوده كه سه سال و شش ماه و ده روز با جدّش حضرت سیّد الشّهدا (ع) بوده و پس از رحلت جدّ بزرگوارش سی و چهار سال و پانزده روز با پدر بزرگوارش حضرت زین العابدین (ع) بوده و نوزده سال و دو ماه و دوازده روز بعد از پدرش مدّت امامتش بوده و قاتل آن بزرگوار، «ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملك» بوده همانطور كه سیّد بن طاووس متوفی 664 هجری در اقبال خود در زیارت آن حضرت چنین می‌فرماید: «وَ ضاعف العذاب علی من شرك فی دمه و هو ابراهیم بن ولید» و ابن بابویه القمی متوفی 329 هجری می‌فرماید: در زمان خلافت و حکومت هشام بن عبدالملک و به دستور هشام، ابراهیم بن ولید آن كریم النّفس را مسموم نمود و قبر منوّرش در بقیع در قبّه‌ی جناب «عبّاس بن عبد الملك» و در مجاورت مرقد والد بزرگوارش حضرت سیّدالسّاجدین (ع) و عَمِّ ذوالامجادش حضرت مجتبی (ع) باذن الله تعالی واقع گردید.

فی الختام به عنوان اداء دین نسبت به ولیّ نعمت خود و دیگران، جملاتی از لسان شهید هفتم ذی الحجة، امام باقر (ع)، در مقام امام حیّ و زنده‌ی زمان، بقیة الله الأعظم می‌نگارم شاید رُقعة البراتی فی البراعة من النّار باشد:

ام ‌هانی می‌گوید: امام باقر را ملاقات كردم و این آیه از سوره‌ی تكویر را از او پرسیدم: «فَلا اُقْسِمُ بالخنس الجوار الكنس» كه مقصود چیست؟ حضرت فرمود: منظور امامی است كه در زمان خود مخفی می‌شود و تا مدّت شش سال منقطع است و سپس چون شهاب ثاقب در ظلمت شب پدیدار شود، پس اگر آن را درك كردی دو چشمت روشن شود و عبدالله بن عطا می‌گوید: به امام باقر (ع) عرض كردم: به راستی شیعیان شما در عراق بسیارند، پس به خدا قسم در میان اهل بیت تو مانند تو نیست، چرا خروج نمی‌كنی؟ حضرت فرمود: «و الله ما انا بصاحبكم»، به خدا من صاحب الامر شما نیستم، «قلتُ فَمَن صاحبنا؟»، عرض كردم، صاحب ما كیست؟ فرمود: «انظروا من تخفی علی النّاس ولادته فهو صاحبكم»، نظر كنید و بنگرید چه كسی ولادتش بر مردم مخفی است، پس او صاحب الامر شماست.

به عموم گرفتاران، بهره‌برداری از فیوضات و بركات ماه ذی الحجة را یادآور می‌شوم، برای غلبه‌ی بر مشاكل زندگی و به جهت كفایت مهمّات دنیوی و اخروی از امام باقر (ع) نسخه بگیرید و به كار بندید و آن دعایی است از آن حضرت كه «ابوحمزه‌ی ثمالی» می‌گوید: از حضرت اجازه خواستم به حضورش مشرّف شوم، پس وقتی به خدمت حضرت رسیدم دیدم لبهای مباركش در حركت است و چیزی را در زمزمه دارد، وقتی عطش مرا در دانستن ذكری كه می‌گفت واقف شد، فرمود: آیا دانستی تكلّم مرا؟ عرض كردم: بلی فدایت شوم، فرمود: تكلّم كردم به كلامی كه هرگز تكلّم نكرد به آن احدی مگر آنكه حق‌تعالی كفایت كرده آنچه برای او مهم است از امورات دنیوی و اخروی (البته مشروط به اخلاص و عرفان)، عرض كردم: فدایت شوم، مرا نسبت به آن آگاه كنید، فرمود: هر كس این كلمات را بخواند مهمّات او میسّر شود:

 بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمْ

 حَسبی اللهُ، تَوَكَّلْتُ عَلَی الله، اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُكَ خَیْرَ اُموری كُلِّها وَ اَعوذُ بِكَ مِنْ خِزْیِ الدُّنیا و عَذابِ الآخرة

 در راز و نیازهای خالصانه‌ی خود، دیگران را هم وارد كنید و برای هموطنان مضطرّ خود دعا كنید تا ذات اقدس الهی نظر رحمت و لطفی افزونتر فرماید.

  و صلّی الله علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین

«سالروز شهادت امام باقر (ع) ـ 7 ذی‌حجة 1424 ه.ق»

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : منتظر غریب

← لینکدونی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی