تبلیغات
*.........*...... کبوترانه ...* - والیان برتر 22 (شهادت امام صادق علیه السلام) - 1
*.........*...... کبوترانه ...*
.:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::.
با سلام
به لطف و مدد خدا ان شاالله اکثر احادیث را به صورت موضوعی در این وبلاگ جمع‌آوری خواهم کرد...

«غروب صادق آل محمّد»

 اَنْتَ یا جَعْفَرُ فَوقَ الْمَدحِ والمَدْحُ عَنآءٌ       اِنَّمَا الأشـرافُ اَرْضٌ و لَهُـمْ اَنْتَ سَمآءٌ

                                      «عبدالله بن مبارك»

 **************

شد كشتـه از زهـر جفا امام صـادق    آن حجّـت دیـن خدا قـرآن ناطـق

شـد كشته‌ صادق از برای نشر قرآن     از ماتمش ارض و سَما ماتم‌سرا شد

  **************

مظـهـر الـطـاف خـدا كشتــه شـد     حضـرت صـادق ز جفا كشتـه شـد

  **************

امام و خلیفة‌الله فی‌الأرض، حضرت جعفر بن محمّد الصّادق علیهماالسّلام، در ماه شوّال سال 148 هجری به علّت زهری كه «منصور دوانیقی» به وسیله‌ی انگور به آن حضرت خورانید، شهیداً از دنیا رحلت فرمود. در هنگام شهادت، سن مبارك ایشان شصت و پنج سال بود و در كتب معتبره معیّن نگردیده كه كدام روز از ماه شوّال بوده، بلكه مولّف جنّات‌الخلود كه جستجوگر سخت‌كوشی در این امور است بیست و پنجم شوال را بیان داشته.

مشكوة الانوار نقل می‌كند كه بعضی از اصحاب وارد شدند بر آن حضرت در ایّام پایانی عمر و آن حضرت را بسیار ضعیف یافتند كه گویا آن حضرت هیچ نمانده مگر رأس مطهّرش، پس اصحاب گریستند، حضرت فرمود: چرا گریه می‌كنید؟ گفتند: آیا گریه نكنیم با این وضعی كه از شما ملاحظه می‌شود؟ حضرت فرمودند: خیر، مؤمن آن‌طور است كه هر چه عارض او شود برای او خیر است و اگر اعضای بدن او قطع شود برای او خیر است و اگر مشرق و مغرب را متسلّط گردد برای او خیر است.

محمّد بن یعقوب بن اسحاق كلینی رازی از حضرت موسی بن جعفر الكاظم علیهماالسّلام روایت می‌كند كه آن حضرت فرمود: پدر بزرگوار خود را كفن پوشاندم در دو جامه‌ی سفید مصری كه حضرت در آنها احرام می‌بست و در پیراهنی كه می‌پوشید و در عمّامه‌ای كه از حضرت امام سجّاد (ع) به او رسیده بود و همچنین مروی است كه پس از رحلت آن حضرت، امام كاظم (ع) می‌فرمود: هر شب در اطاقی كه ایشان در آن وفات یافته بودند چراغی را روشن كنند.

مسعودی نقل می‌كند كه آن حضرت را در بقیع نزد پدر و جدّش دفن نمودند.

امام صادق (ع) با حلّ مشكلات علمی و بیان مسائل راستین اسلام با منطقی شیوا و قانع‌كننده و پاسخ به سؤالات شرعی و دینی، نظام فرهنگی اصیل اسلام را تجدید بنا كرده و توانست صدای اسلام رسول‌الله و علی بن ابیطالب و ائمّه‌ی پاك (ع) را به جهانیان برساند به طوریكه مردم فكر می‌كردند كه امام صادق (ع) صاحب مكتب جدید و بنیانگذار مكتب نوینی است غافل از آنكه راه او همان مسیر خدا و پیامبر است، از این رو پیروان و شیعیان او را «جعفری» نامیدند.

در سال 132 هجری كه امویان، سرنگون و حكومت نوبنیاد عبّاسیان شروع شد، آزادیهای مردم تا حدودی محترم بود و این شیوه‌‌ی هر حكومت جدیدی است كه نخست به مردم آزادی می‌دهد و بعد جهت حفظ مصالح و تضمین بقا و دوام خودش، آزادیها را محدود و چه بسا سلب می‌كند.

امام صادق (ع) شانزده سال دوران اول شروع خلافت بنی عبّاس را درك كردند و در این سالهای آخر بنی‌امیّه و سالهای نخست بنی‌عبّاس، جهاد علمی و سیاسی آنها اوج گرفت به ویژه اینكه عبّاسیان در ابتدای حكومت، شعار به ولایت آل علی و انتقام از دشمنان آنها می‌دادند، اینجا بود كه دانشگاه بزرگ شیعه به زعامت امام صادق (ع) توسعه یافت و دانشجویان بسیاری از این دانشگاه بهره می‌بردند، دانشگاهی كه مؤسّس اوّلیّه‌ی‌ آن، رسول الله بود و دانشجویانی مانند سلمان فارسی و ابوذر غفاری تحویل داد و سپس امیرمؤمنان علی علی علیه‌السّلام ریاست آن را عهده‌دار گردید، امّا با بروز مشكلات و گرفتاری‌های بیشمار، دانشجویان معدودی همچون میثم تَمّار، مالك اشتر و غیره تربیت داد، پس از آن حسنین علیهماالسّلام عهده‌دار این مسئولیت بودند و در آن جوّ خفقان (یعنی اضطراب) و اختناق (خفه شدن) توانستند دانشجویانی چند تربیت و تحویل جامعه‌ی اسلامی بدهند. بعد از شهادت امام حسین (ع)، امام سجّاد (ع) از راه تربیت علماء بزرگ چون ابوحمزه‌ی ثمالی و امثاله و از راه دعا، مبارزه‌ی بی‌امانی را علیه بنی‌امیّه آغاز كرده و توانست شاگردانی شایسته پرورش دهد تا اینكه نوبت به حضرت باقر و خصوصاً حضرت صادق رسید و این دانشگاه توسعه یافت و علاوه بر تربیت هزاران شاگرد دانشمند، مسائل علمی و مشكلات دقیق مورد بحث قرار گرفت.

دانشگاه امام صادق (ع) مركزی بود اصیل كه ثروت علمی سرشار و عدّه‌ی زیادی از رادمران علمی و دینی، متفكّرین و فلاسفه را تربیت كرد و در مدارك تاریخی بسیاری آمده كه حداقل شاگردان امام صادق (ع) به چهار هزار نفر می‌رسیدند. این دانشجویان از شهرهای مختلف حجاز، شام، عراق و غیره به محضر پر فیض امام آمده و استفاضه می‌كردند، كم‌ كم آوازه‌ی علمی و شهرت امام صادق بر سر زبانها افتاد، شیعیان نفسی تازه كرده و تشیّع رونقی گرفت، دولت عبّاسی بر خود احساس خطر می‌كرد و تدابیر زیادی جهت وابسته كردن و یا تعطیل این دانشگاه اتّخاذ كرد، چون از طرفی اهل بیت عصمت و طهارت و پیروان آنها از فعالیتهای سیاسی باز نشسته بودند و از طرفی شهرت دانشگاه علمی امام صادق (ع)، افكار عمومی را به خود جلب می‌كرد و همین مسأله باعث نگرانی و دلهره‌ی حكومت شده بود و لذا با توطئه‌ها و نقشه‌كشی‌ها سعی می‌كردند كه كابوس فشار و خفقان را بر امام صادق (ع) و دانشگاه او تحمیل كنند. این دانشگاه ویژگی خاصی داشت از اینكه به طور مستقل و آزاد پیش می‌رفت و هیچگاه به حكومت عباسی اجازه‌ی دخالت در شئون خود را نمی‌داد و برغم تمام گرفتاریها پایدار و استوار باقی ماند و آنچه منصور دوانیقی تلاش نمود كه امام صادق (ع) را با خود همداستان كند و به هر وسیله‌ای كه شده رضایت ایشان را بدست آورد موفّق نشد، بخصوص كه امام صادق با او قطع رابطه كرده و شاگردان و پیروانش را از همكاری با دولت عبّاسی منع می‌كرد. امام صادق (ع) حجت خدا و خلیفه‌ی حقیقی پیامبر در زمان خودش بود، چنین شخصی باید در تمام زمینه‌های انسانی، اخلاق پسندیده، علم و دانش و غیره از دیگران سبقت بگیرد. باید گفت كه امام صادق (ع) تخصصی در یك رشته‌ی علمی تنها نداشت، بلكه دریای موّاجی بود شامل تمام علوم، چون دانش بی‌پایانش را از پدر و اجدادش آموخته بود و تمام آن از منبع وحی و علم بی‌انتهای خداوند متعال سرچشمه می‌گرفت و لذا شاگردان آن امام معصوم آنچه سؤال می‌كردند از مسائل مختلف درباره‌ی علم كلام، ادب، حدیث، تفسیر، فلسفه، ادیان و مذاهب دیگر، نكات علمی، طب، ریاضی، فلك، شیمی، نحو، صرف، بیان و تمام علوم دیگر، با پاسخهای كامل و قانع‌كننده روبرو گشته و عطش علمی خویش را از آن بحر بی‌انتها اشباع می‌كردند، در واقع تمدّن علمی اسلام، مدیون زحمات و علوم اهل بیت عصمت و طهارت بخصوص امام صادق علیه‌السّلام است، برای نمونه به چند رشته‌ی علمی دانشگاه جعفری به اختصار اشاره می‌شود:

علم كلام ـ در آن زمان مسائل اعتقادی مورد تاخت و تاز شكّاكان قرار می‌گرفت و هر مدّت به مدّت مذهب نوینی اعلام موجودیت می‌كرد، از طرفی فلسفه و منطق یونانی در محافل علمی مسلمانان نفوذ كرده و موجب بروز زنادقه، دهریه و منحرفین دیگر شده بود. در این میان، دین اسلام نیاز مبرمی داشت به كسی كه عقاید اسلامی را با دلیل و منطق بیان كند و افكار را روشن سازد، این بحثها و اجتهادات، تبدیل به رشته‌ی علمی‌ای به نام (علم كلام) شد كه امام صادق (ع) ید طولائی در آن داشت و بحثهای او با زنادقه مشهور است، همچنین بحثهای كلامی ایشان در توحید مفضل، حدیث مفضل بن ابی العوجاء و غیره به تفصیل آمده كه با بیانی شیوا و اخلاقی نیكو با كمال آرامش همه را قانع می‌كرد و چون در این مقال بنا بر اختصار است، از تفصیل مباحثات و مناظرات آن حضرت خودداری می‌شود و برای تفصیل در این خصوص می‌توانید به كتابهای مفصّل تاریخی درباره‌ی امام صادق (ع) مراجعه كنید.

علم طب ـ در روایات بسیاری از امام صادق (ع) نقل شده به مسائل مهم پزشكی توجه زیادی شده، با وجودی كه در آن زمان لابراتوار و آزمایشگاهی نبود امّا در رساله‌ی مفضل بن ابی العوجاء، امام به انواع و اقسام آشامیدنیها، خوردنیها و تأثیر آنها در بدن و طبیعت انسانهای مختلف سخن گفته، همچنین پیرامون مواد دارویی و خواص و فواید آنها اشاراتی دارد. در رساله‌ای به نام (اهلیلجه) با یك طبیب هندی مناظره فرموده و در آن مناظره، اشاراتی وسیع به داروها و اصطلاحات طبّی (البته مطابق با فرهنگ آن زمان) می‌نماید، همچنین روایات بسیاری در زمینه‌‌ی طب در كتابهای اطعمه و اشربه و در توصیه‌های آن حضرت به چشم می‌خورد و به طور كلّی امام صادق (ع)، صحّت بدن را با عمل به این دستور قرآنی تضمین فرموده: «كلوا و اشربوا و لا تسرفوا (اعراف ـ 31)»، بخورید و بیاشامید ولی زیاده‌روی نكنید.

علم شیمی ـ از علومی كه امروزه زیاد مورد نیاز انسان است در زمینه‌های مختلف علم شیمی است كه در آن از چگونگی و خواص اجسام و عناصر فیزیكی صحبت می‌شود، این علم روز به روز وسعت یافته و عناصر جدیدی هر مدّت به مدّت كشف و بر پیشرفت و ترقّی بشر می‌افزاید. یكی از پایه‌گذاران و مكتشفین مشهور و قدیم در این زمینه جناب «جابر بن حیّان» است كه در تمام محافل علمی مورد احترام بوده و هر كجا كه سخنی از تاریخ شیمی باشد نام جابر بن حیّان هم به میان می‌آید به خصوص در زمینه‌ی اسیدها و عناصر روغنی اكتشافات این مرد دانشمند، معروف بوده و تاكنون مورد بهره‌برداری است، از طرفی توارخ متعدّد نشان می‌دهد كه جابر بن حیّان یكی از شاگردان امام صادق (ع) بوده و علم شیمی را از محضر مبارك ایشان فرا گرفته است و عده‌ی زیادی از خاور شناسان غربی و دانشمندان در این‌ باره سخنانی دارند، از جمله می‌توان نام آقای «كراوس» را آورد كه در رساله‌ی علمی خود، تشیّع جابر بن حیّان و رابطه‌اش را با امام صادق (ع) اثبات كرده و همچنین دكتر «احمد زكی» سردبیر مجله‌ی العربی كه درباره‌ی جابر بن حیّان و شخصیت علمی و شاگردی او نزد امام صادق بحث مفصّلی دارد.

البته همانطور كه قبلاً بیان گردید، امام صادق (ع) در علوم مختلف مانند فقه، تفسیر، فلسفه، اخلاق، حكمت، فلك، ریاضی و غیره، خدمات شایانی دارد كه در این اجمال‌نگاری نمی‌گنجد.

و امّا دانشجویان امام صادق (ع) به اجماع علمای حدیث، حداقل چهار هزار نفر بود كه گرد شمع وجود حضرت از شهرهای مختلف اسلامی جمع شده و كسب فیض می‌كردند، این دانشجویان منحصر به شیعیان آن حضرت نبوده بلكه از مذاهب مختلف اعم از شیعیان و غیر شیعیان بودند حتی اینكه عدّه‌ای از آنان خودشان مذاهب مستقلی بنیانگذاری كرده و پیروانی داشتند و ما در این مختصر نام تعدادی از مشهورترین شاگردان شیعه و غیرشیعه‌ی آن حضرت را ذكر می‌كنیم:

مشهورترین شاگردان شیعه‌ی آن حضرت عبارتند از:

1ـ ابان بن تغلّب، كه از علماء و دانشمندان نامی آن دوران و كسی بود كه امام باقر (ع) به وی اجازه‌ داد كه در مسجد مدینه به مردم فتوی بدهد و گروه زیادی از راویان شیعه و غیرهم از او روایت كرده‌اند 2ـ معلی بن خنیس 3ـ هشام بن الحكم كندی 4ـ جمیل بن دراج 5 ـ عبدالله بن مسكان، 6 ـ عبدالله بن بكیر 7ـ حماد بن عیسی 8 ـ حماد بن عثمان 9ـ أبان بن عثمان 10ـ زرارة بن اعین 11ـ علی بن یقطین 12ـ فضیل بن یسار 13ـ ابو بصیر 14ـ محمّد بن مسلم 15ـ مفضل بن عمر و صدها شاگرد دیگر كه همگی از بزرگان و دانشمندان نامدار اسلام به شمار می‌روند.

امّا معروف‌ترین شاگردان غیر شیعه‌ی آن حضرت عبارتند از:

1ـ ابوحنیفه نعمان بن ثابت، بنیانگذار مذهب حنفی 2ـ مالک بن أنس، رئیس مذهب مالکی 3ـ سفیان الثوری 4ـ سفیان بن عیینه 5 ـ شعبة بن الحجاج العتکی 6 ـ حاتم بن اسماعیل 7ـ حفص بن غیاث 8 ـ زهیر بن محمّد التمیمی 9ـ سعید بن مسلمة الاموی 10ـ المفضل بن صالح الاسدی و بالاخره تعداد کثیری از بزرگان علماء و اهل حدیث سنّت و جماعت که از محضر مبارک امام صادق (ع) فیض می‌بردند.

امام صادق (ع) نمونه‌ی كاملی از یك انسان مسلمان و یك رهبر و مربّی به شمار می‌رفت، مردم را همیشه ارشاد می‌كرد و از همكاری با ظالمان ممانعت كرده و آن را بر شیعیان حرام می‌فرمود. مردم را ترغیب در صله‌ی رحم و نیكی به خویشاوندان می‌نمود، بر كمك ضعفاء و مستمندان سفارش می‌كرد، مردم را امر به كار و فعالیت و بدست آوردن روزی حلال می‌فرمود، مهمانداری را بسیار دوست داشت، از كسی كه نسبت به وی بدی كرده بود می‌گذشت، بسیار صبور بود و به آنچه می‌گفت خودش عمل می‌كرد، در صفات پسندیده همانند پرهیزكاری، راستگویی، اخلاص برای خدا، سخاوت، شجاعت، خیرخواهی برای دیگران و غیره، سرآمد اهل زمانش بوده و همگان وی را به بزرگی و عظمت یاد می‌كردند. امام صادق (ع) همیشه آراسته، معطّر، با ظاهری همانند باطن، زیبا بوده و به شیعیان سفارش می‌فرمود كه چنین باشند و در روایتی می‌فرماید: بپوشید و آراسته باشید، بدرستیكه خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد و باید كه از راه حلال باشد، پس اگر خدا به بنده‌ای نعمتی مرحمت كرد دوست دارد كه اثر آن نعمت را بر بنده‌اش ببیند، سؤال شد چگونه؟ فرمود: لباسهایش را تمیز، بویش را خوش، خانه‌اش را گچ‌كاری و حیاطش را جاروب كند و حتی روشن كردن چراغ قبل از غروب آفتاب، فقر را برطرف ساخته و روزی را زیاد می‌كند، و هنگامی كه از آن حضرت سؤال شد: چگونه می‌گویی كه حضرت علی‌بن ابی‌طالب (ع) لباسهای خشن و پیراهن چهار درهمی و مانند آن می‌پوشیده حال آنكه خود شما لباسهای نیكو به تن دارید؟ فرمود: علی علیه‌السّلام لباسهای خشن را در زمانی می‌پوشید كه توده‌ی مردم فقیر بوده و كسی او را سرزنش نمی‌كرد و اگر امروز همان لباس را علی بپوشد مورد سرزنش مردم واقع خواهد شد، پس بهترین لباس هر زمانی، همان لباس توده‌ی مردم آن زمان است. حضرت شبها در زیر چتر تاریك شب به فقرا و مستمندان كمك می‌كرد، با زیردستان مهربان بود، با دو دست مباركش كار می‌كرد و امرار معاش می‌نمود، اگر كارگری را به كار می‌گماشت، به محض خاتمه‌ی كار، مزد كارگر را می‌پرداخت و اگر بخواهیم تمام صفات عالیه‌ی ملكوتی و اخلاق پسندیده‌ی آن حضرت را بشماریم در این مختصر گنجانده نمی‌شود.

هر كدام از امامان معصوم ما به نحوی متناسب شرایط زمانی و مذهبی، با حكّام ظالم به مبارزه می‌پرداختند و در نتیجه، اسلام اصیل را به نسلهای بعد از خود می‌شناساندند، از این جهت همیشه استخوانی در گلوی آن حاكمان ظالم بودند و به خاطر همین آنها را یا با شمشیر و یا با زهر دادن شهید می‌كردند زیرا دزد در برابر نور چراغ نمی‌تواند كاری كند، برای آنكه شناخته نشود نخست چراغ را خاموش می‌كند.

امام صادق (ع) توانست در دوران میان سقوط امویان و شروع كار عبّاسیان به دور از آشوبهای سیاسی، معارف اصیل اسلامی را طی حلقه‌های درس به گوش جهانیان برساند امّا با قدرت گرفتن خلافت عباسیان، كم كم عرصه بر امام صادق (ع) تنگ شد، چون منصور دوانیقی چند بار درخواست همكاری آن حضرت را با دربار پیشنهاد كرد و امام رد كردند، در واقع امام صادق (ع) با این كار، اصالت و استقلال و روح آزادگی را در میان شیعیان محفوظ داشتند.

منصور كه وجود حضرت را برای خود خطری بزرگ می‌پنداشت چند بار تصمیم به قتل ایشان گرفت و هر بار با دیدن معجزه‌ی بزرگی، از كشتن حضرت صرف‌نظر می‌كرد تا اینكه آخرین بار به وسیله‌ی چند دانه انگور زهرآلود حضرت را به شهادت رساند.

امام صادق (ع) فرمود: هر كس مرا زیارت كند خطاهایش آمرزیده می‌شود و فقیر نمی‌میرد، این روایت را شیخ طوسی در كتاب تهذیب الاحكام ص 4 ج 6 آورده است.

روایت شده كه امام صادق (ع) این بیت را بسیار می‌خواند: هر گروهی از مردم، دولتی را انتظار می‌كشند و دولت ما در آخر زمان آشكار خواهد شد، ظاهراً اصل بیت از «سید حمیری» و قصیده‌ی رائیه‌ی اوست و امام صادق (ع) به فرزندش امام زمان (عج) خطاب می‌كند:

 

 سَـیِّــدی غَیْـبـَتُـكَ وَصَـلَـتْ مُـصـابـی بِـفَـجـائِـعِ الأبــد

ای آقای من (مقام امام عصر را می‌بینید كه جدّش او را سیّد من خطاب می‌كند)

 نبود تو ما را به گرفتاریها و بلاهای همیشگی متّصل ساخته است.

 

«محمّد بن ابی طلحه‌ی عونی» درباره‌ی آن حضرت چنین سروده است: سلام بر پاك پاكیزه شده جعفر و سلام بر آن مولی تا پایان روزگار و سیّد حمیری در مدح ایشان چنین سروده است:

ای كسی كه سوار بر شتر تنومند تیزرو، بیابانها را به سوی مدینه در می‌نوردی، چون خدایت هدایت فرمود و جعفر علیه‌السّلام را دیدار كردی بگو: ای ولی خدا و ای پسر شخص پاكیزه، ای ولی خدا و ای پسر ولی خدا، نخست به سوی خداوند رحمان توبه می‌كنم و سپس در پیشگاه تو از گناهی كه در آن اصرار داشتم و همواره در آن راه كوشش و تلاش می‌کردم توبه می‌كنم. این قصیده‌ی سیّد حمیری شاعر بزرگ قرن دوم هجری و وفات‌یافته‌ی 173 هجری در كمال‌الدّین صدوق ص 34 آمده است.

 خیـز كه مـرغ سحر سرود سراید     همچو من اندر مدیح جعفر صادق

 در پایان به عنوان حسن ختام، شعری مقتبس از كتاب بارانی در كویر سوخته كه در مقام امام صادق (ع) سروده شده می‌آورم، امید كه مقبول خالق صادق و صادق آل محمّد و شیعیان كه مصداق اصادیقند، افتد:

 

ای صــادق آل عبــا      رأفت نمـا بر حـال ما

ای صاحب فكر و لوا       دارو بـده بـر درد مـا

ای مرجع فقـه و ثنـا     فتـوی بده بر دیـن ما

ای جعفر صـادق چرا       ناید صدایـت در فضا

ای یـادگـار مصطـفی      خیز و نـگر اهل عـزا

 

والسّلام علی الثّقلین القرآن و العتره و علی تابعیهم و رحمة الله و بركاته

«سـالـروز شـهـادت امـام صـادق (ع) ـ 1423 ه.ق»

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : منتظر غریب

← لینکدونی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی