تبلیغات
*.........*...... کبوترانه ...* - والیان برتر 26 (ولادت امام رضا علیه السلام) - 1
*.........*...... کبوترانه ...*
.:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::.
با سلام
به لطف و مدد خدا ان شاالله اکثر احادیث را به صورت موضوعی در این وبلاگ جمع‌آوری خواهم کرد...

«اقبال به خاك طوس، تا رؤیت نور رضا (ع)»

 ای مهــر سپهر علـوی، شمـس شمــوس

وی مـاه رُخت، جلـوه‌گـر وادی طـــوس

جـــان پـــدر و مـادر و تنــها پســرت

مــا را مكن از درگــه لطـفـت مأیــوس

 یازدهم ذیقعدة‌الحرامی دیگر از راه رسید، همان روز كه در تقارن است با سالروز ولادت عصاره‌ی هزار و یك اسم اعظم حق، راضی به گزینه‌ی ربّ، خلاصه و پسندیده و برگزیده‌ی پاكان و نیكان، علمدار نفس‌ستیزان و ملجأ و پناه غریبان در هر عصر و برای هر نسل، امام ثامن و ضامن، حضرت ابو‌الحسن علیّ بن موسی الرّضا علیه و علی آبائه و ابنائه الطّاهرین افضل التّحیّة و السّلام.

نام نامیش در آسمان و زمین و برّ و بحر و نزد جن و انس، «علی» است و كنیه‌اش «ابوالحسن الثّانی» و اشهر القاب ایشان «رضا» است.

رضا به حساب جُمَّل (هزار و یك) است، شاید اشارتی بر این باشد كه این بزرگوار، مظهر هزار و یك اسم خداوندی است و آئینه‌ی تمام نمای اسماء الهی است، چه خوش سروده در این مقام:

 ای دل، شه طوس در جهان باب هدی است

خاكِ دُرِّ او مَلاذِ هر شــاه و گداســت

تعـداد رضــا هـــزار و یـك بـاشـد و او 

مُجَلّایِ اَتَـمِّ جملـه اسمــاء خداســت

 والد ماجدشان حضرت «موسی بن جعفر الكاظم (ع)» و والده‌ی ماجده‌شان نجمه یا «تكتم» و اسماء دیگر هم برای آن مخدّره گفته‌اند از قبیل: «اروی'»، «سكن»، «سمان»، «خیزران»، «صقر»، «شقرا»، «ام‌ولدی» و «امّ‌البنین».

سال ولادت امام رضا (ع) طبق روایت كافی و اعلام الوری شیخ طبرسی و دروس شهید اوّل، «صد و چهل و هشت سال بعد از هجرت نبوی» بوده كه سال شهادت امام صادق (ع) نیز بوده است و محلّ ولادت با سعادت، مدینه‌ی طیّبه به اذن الله واقع گردید و در خصوص علّت نامگذاری آن حضرت به رضا، موجزاً به این روایت اشاره می‌كنیم كه «احمد بن ابی نصر بزنطی» می‌گوید: در محضر امام ابو‌جعفرالثّانی محمّد بن علیّ الجواد (ع) بودم (ابو جعفر اوّل امام باقر (ع) است) و چنین عرض كردم: «اِنَّ قوماً من مخالفیكم یزعمون اَنَّ اباكَ صلوات الله علیه انمّا سمّاه المأمون الرّضا لما رضیه لولایة عهده»، گروهی از مخالفین شما تصوّر می‌كنند كه مأمون نام پدر شما را رضا قرار داده به خاطر آنكه آن حضرت به ولایت‌عهدی مأمون راضی بودند، حضرت فرمودند: «كذّبو والله و فجّروا»، به خدا سوگند ایشان دروغ می‌گویند و مرتكب فسق و فجور شده‌اند، «بل الله تعالی سمّاه الرّضا»، خدای بزرگ آن حضرت را رضا خواند، «لانّه كانَ علیه‌السّلام رضی لله تعالی ذكره فی سمائه و رضی لرسوله و الأئمة بعده علیهم‌السّلام فی ارضه»، به خاطر آن كه امام رضا (ع) از خداوند متعال در آسمانش و از رسول و ائمّه‌ علیهم السّلام كه پس از رسول بودند در زمین راضی و خشنود بود. راوی می‌گوید: محضر مبارك جوادالائمّه علیهم‌السّلام عرضه داشتم: مگر تمام پدران شما علیهم‌السّلام از خدا و رسولش و ائمّه‌ی بعد از آن حضرت راضی و خشنود نبودند؟ حضرت فرمودند: آری. «فقلتُ لهُ: فلم سمّی اباكَ علیه‌السّلام من بینهم الرّضا»؟ عرض كردم: پس چرا تنها بین ایشان، پدر شما به رضا موسوم گردید؟ پاسخ جوادالأئمّه بسیار جالب است، می‌فرماید: «لأَنّه رضی به المخالفون من اعدائه»، زیرا مخالفینِ امام رضا (ع) از دشمنانش، از او خشنود بودند، همان‌طوری كه موافقین از دوستانش از آن حضرت خشنود بودند.

امید است ان شاء الله همه‌ی شیعیان در تأسّی از رفتار و كردار آن امام همام كوشا و ساعی بوده و باشند.

مطلب دیگری كه توجه به آن در ایّام ولادت موفور‌السّرور امام هشتم علیه‌السّلام خالی از لطف نخواهد بود، بیان علّت پذیرش ولایت‌عهدی مأمون توسّط امام رضا (ع) است.

«ابو الصّلت الهروی» نقل می‌كند كه: «مأمون» به امام رضا ـ علیه السّلام ـ عرض كرد: «یابن رسول‌الله قد عرفت فضلك و علمك و زهدك و ورعك و عبادتك»، ای فرزند رسول خدا، به تحقیق دانستم فضل و علم و زهد و تقوی و عبادت شما را، «و اراكَ احقّ بالخلافة منّی»، و دیدم كه شما سزاوارتر از من به خلافت هستید. امام رضا (ع) در پاسخ مأمون، به چهار عنصر عرفانی اشاره می‌نمایند كه همگی ما را نصب العین باید، اوّل فرمودند: «بالعبودیّة لله عزّوجلّ افتخر»، با عبودیّت برای خدای بزرگ و مهربان، دوران به افتخار می‌گذرانم (آدمی كه خالصاً لوجه الله، بندگی حق تعالی را كند، غروری آسمانی و عرفانی، حیاتِ او را همراهی خواهد نمود) و «بالزهد فی الدّنیا أرجو النجاة من شرّ الدّنیا»، دوّم فرمودند: دنیا را شرور و فتنی احاطه ساخته كه با زهد در دنیا امید نجات و رهایی از آن دارم، «و بالورع عن المحارم أرجو الفوز بالمغانم»، سوم فرمودند: با تمسّك به عنصر تقوی و اجتناب از محرّمات، رجاء و امید وصول به مغانم را دارم، «و بالتواضع فی الدّنیا أرجو الرفعة عند الله تعالی»، چهارم فرمودند: با تواضع و فروتنی در دنیا، امیدوارم نزد خدا رفعت مقام پیدا كنم.

پس از اتمام این فرازهای بلند عرفانی، مأمون كه گویا اصلاً به كنه كلام امام توجّه نداشت، عرض كرد: «انی قد رأیت أن أعزل نفسی عن الخلافة»، نظرم این است كه از خلافت كناره گیرم، «و أجعلها لك و أبایعك»، و آن را برای شما گذارده و خود با شما بیعت كنم، «فقال له الرّضا (ع): ان كانت هذه الخلافة لك و جعلها الله لك فلا یجوز لك ان تخلع لباساً البسكه الله و تجعله لغیرك»، حضرت رضا علیه‌السّلام فرمودند: اگر خلافت را خدا برای تو قرار داده، حق نداری لباسی را كه خدا به تن تو نموده درآوری و برای غیر قرار دهی، «و ان كانت الخلافة لیست لك فلا یجوز لك ان تجعل لی ما لیس لك»، و اگر مقام خلافت از آن تو نیست، پس جایز نیست برای تو كه آن را برای من قرار دهی.

«فقال له المأمون: یابن رسول الله لابدّ لك من قبول هذا الأمر»، پس مأمون گفت: ای فرزند رسول خدا چاره‌ای برای شما نیست از اینكه این امر را قبول نمایی؛ امام رضا علیه السّلام فرمودند: «لست افعل ذلك طائعاً ابداً، ابداً»، اطاعت تو نخواهم كرد و این كار را نمی‌نمایم. مأمون پیوسته جدّ و جهد می‌كرد و ایّامی را در این كار به امام (ع) اصرار نمود تا از قبول حضرت مأیوس شد، سپس به امام عرض كرد: اگر خلافت را قبول نمی‌كنی و بیعت مرا دوست نداری، پس ولیعهد من باش تا بعد از من، خلافت از آن شما باشد. امام رضا (ع) فرمودند: به خدا سوگند پدرم از آباء گرامش از امیرمؤمنان علیهم‌السّلام، از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل فرمود كه: «انّی اُخرج من الدّنیا قبلك مقتولاً بالسّمّ مظلوماً»، من پیش از تو در حالی كه با سَم و مظلومانه كشته شده‌ام از دنیا خواهم رفت، «تبكی علیّ ملائكة السّماء و ملائكة الأرض»، و تمام فرشتگان آسمان و زمین بر من گریه می‌كنند و «أدفن فی أرض غربة الی جنب هارون‌الرّشید»، و در زمین غربت در جنب هارون‌الرّشید دفن خواهم شد، «فبكی المأمون»، پس مأمون گریست و سپس عرض كرد: ای فرزند رسول خدا، چه كسی تو را خواهد كشت یا چه كسی قادر بر بدی رساندن به تو است در حالی كه من زنده هستم؟! «قال الرّضا (ع): اما انی لو أشاء أن أقول من الذی یقتلنی لَقُلْتُ»، حضرت رضا (ع) فرمودند: اگر بخواهم بگویم چه كسی مرا خواهد كشت، البته خواهم گفت. مأمون عرضه داشت: ای فرزند رسول خدا با این كلام می‌خواهی امر خلافت را از خود دفع كرده تا مردم بگویند كه تو در دنیا زاهد هستی، حضرت رضا (ع) فرمودند: به خدا قسم از زمانی كه حق تعالی مرا آفریده تا به حال دروغ نگفته و در دنیا به خاطر دنیا زهد نورزیده‌ام و من می‌دانم كه قصد تو چیست، مأمون عرضه داشت: چه قصد دارم؟ حضرت فرمود: اگر راست بگویم در امانم؟ «قال: لك الأمان»، مأمون گفت: در امان هستی. امام علیه السّلام فرمودند: مقصود تو از این كار آن است كه مردم بگویند: علی بن موسی الرّضا در دنیا بی‌رغبت نبود، بلكه دنیا رغبتی در او نداشت، مگر نمی‌بینید چگونه ولایت‌عهدی را به طمع خلافت پذیرفت، «فَغَضَبَ المأمون»، پس از آنكه امام رضا (ع) حقیقت را بر زبان جاری ساخت، مأمون را تلخ و ناخوش آمد و غضبناك گردید و گفت: تو همیشه از آنچه من از آن كراهت دارم با من برخورد می‌نمایی و از سطوت و قدرت من در امان می‌باشی، به خدا قسم اگر ولایت‌عهدی را قبول كردی كه هیچ و الّا تو را بر آن اجبار می‌كنم و در این صورت اگر خواسته‌ی مرا به جا آوردی كه به تو كاری ندارم و الّا قطع حیاتت خواهم نمود، «فقال الرّضا (ع): قد نهانی الله عزّوجلّ ان ألقی بیدی الی التهلكة»، حضرت فرمودند: نهی فرموده است خداوند مرا از این كه خود را به هلاكت اندازم، حال كه امر چنین است آنچه می‌خواهی به جا آور و من هم قبول می‌كنم مشروط به اینكه احدی را والی نكرده و كسی را عزل ننموده و رسمی و سنّتی را نقض نكنی، و من دور از این امر بوده، و «اكون فی الأمر بعیداً مشیراً»، تنها در مقام مشورت اشاره‌ای به تو بنمایم. مأمون راضی شد و حضرت را ولیعهد خود قرار داد، «علی كراهة منه علیه‌السّلام لذلك»، در حالی كه حضرت، كمال كراهت را از این كار داشتند.

با وجود این همه بیاناتِ واضحاتِ حضرت دالّ بر عدم علاقه‌ی امام معصوم در تقرّب به دستگاه ظالمانه و جائرانه‌ی مأمون، باز هم عدّه‌ای از جهّال یا العیاذ بالله، مغرضین، در آن عصر بودند كه نسبت به آن حضرت انتقاد و ایراد و اشكال می‌كردند، كه چرا شما ولایت‌عهدی این فرد را پذیرفتید؟ و آن امام هُمام با كمال آرامش به آنان پاسخ می‌داد و آنان پس از مواجه با حقایق مستتره مجاب می‌شدند.

«ریّان بن صلت» می‌گوید: بر حضرت علیّ بن موسی الرّضا ـ علیهماالسّلام ـ وارد شدم و عرض كردم: ای فرزند رسول خدا، مردم می‌گویند: شما ولایت‌عهدی مأمون را پذیرفته‌اید با این كه در دنیا اظهار زهد و بی‌رغبتی می‌نمایید! حضرت فرمودند: خدا می‌داند من از پذیرفتن آن كراهت داشتم، ولی وقتی مخیّر شدم بین قبول آن و كشته شدن، پذیرفتنِ آن را اختیار كردم، آیا نمی‌‌دانید «حضرت یوسف (ع)» نبی و رسول بود ولی وقتی ضرورت او را وادار كرد كه ولایت خزائن عزیز مصر را بپذیرد، به او گفت: «اجعلنی علی خزائن الأرض انّی حفیظ علیم (یوسف ـ 55)»، و ضرورت نیز مرا وادار كرد كه این امر را قبول كرده در حالی كه از آن كراهت داشته و مرا بر آن اجبار نمودند بعد از آنكه مشرف بر مرگ شدم. و در این خصوص روایت دیگری هم وارد شده از «حسن بن موسی» كه می‌گوید: برخی اصحاب نقل كرده‌اند كه شخصی وارد شد بر حضرت رضا (ع) و عرض كرد: خدا نیكو بدارد شما را، چگونه قبول كردید آنچه را كه مأمون به شما پیشنهاد نمود؟ (گویا این شخص در مقام انكار و اعتراض به حضرت این سؤال را مطرح كرده بود)، حضرت به او چنین پاسخ فرمود: ای مرد، «أیّما افضل النّبی أو الوصّی؟» نبیّ افضل است یا وصیّ نبی؟ آن مرد گفت: نبیّ افضل است. حضرت فرمود: «فأیّما افضل مسلم أو مشرك؟» مسلمان أفضل است یا مشرك؟ آن مرد گفت: مسلمان افضل است. حضرت فرمودند: «عزیز مصر» مشرك بود و «یوسف علیه السّلام» پیامبر، «مأمون» مسلمان است و من وصیّ پیامبر هستم. «یوسف (ع)» از عزیز مصر درخواست كرد او را والی قرار دهد و این درخواست هنگامی بود كه جناب یوسف به عزیز مصر فرمود: مرا والی خزائن زمین قرار بده، چه آن كه نگهبان بوده و هم آگاه و عالم، در حالی كه مأمون مرا مجبور نمود بر آنچه قبول كردم. سپس حضرت در تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی 55 سوره‌ی یوسف فرمودند: مقصود از «حفیظ»، یعنی حافظ و نگهبانِ آنچه در زیر دستم هست می‌باشم و مراد از «علیم» آن است كه به هر زبانی آگاه و عالم می‌باشم.

پس از افتراق از مُحَرََّرِه‌ی ولایت‌عهدی حضرت ثامن الأئمّه، به عنوان حسن انجام، موجزاً می‌پردازیم به ذكر چند كلام از امام هشتم (از باب «وَ ذَكِّر فانَّ الذّكری تَنْفَعُ المؤمنین (ذاریات ـ 55)»، یادآوری كن كه مؤمنان از یادآوری سود برند) كه در خصوص امام زنده‌ی زمان (عج) وارد شده كه یادمان نرود، ولیّ نعمت خود را فراموش نكنیم.

هنوز به حسب ظاهر، حضرت صاحب الأمر به دنیا نیامده، حضرت علی بن موسی الرّضا (ع) به او می‌اندیشد و از او یاد می‌نماید. ما كه هم اكنون در سنه‌ی 1424 من الهجرة النبویّة حضور داریم و 1169 سال از عمر گرانقدر آن ذُخْرِ خداوندی سپری شده و 1164 سال از آغاز امامت آسمانی بقیّة‌الله‌الأعظم طی گردیده، چقدر به یاد صاحب العصر هستیم؟ یك سؤال: آیا وسعت و كثرت و شدّت اشتغالات مادّی و اَرضی، جایی در فكر و روح و احساس و اعصاب بشریّت معاصر باقی گذاشته تا یاد و انتظار سكّاندار سماویِ عالمِ وجود و هستی از دایره‌ی وجودیش، به وادیِ انفكاك و نسیان نرود؟! امید كه چنین مباد.

به سند «حسین بن خالد»، امام هشتم فرمود: «لا دینَ لمن لا وَرَعَ له»، دین‌مدار نیست كسی كه ورع ندارد، و «لا ایمانَ لمن لا تقیّة له»، مؤمن نیست كسی كه تقیّه ندارد، بعد می‌فرماید: به راستی گرامی‌ترین شما نزد خدا آن كسی است كه تقیّه‌اش بیشتر باشد، به امام رضا (ع) عرض شد: تقیّه تا كی؟ فرمود: «الی یوم الوقت المعلوم و هو یوم خروج قائمنا»، تا وقت معیّنی كه روز خروج و ظهور قائم ما باشد، بعد در تأكید روی مقام تقیّه می‌فرماید: «فَمَنْ تَرَكَ التقیّة قبل خروج قائمنا فلیس مِنّا»، هر كس ترك كند تقیّه را پیش از خروج قائم ما، از ما نیست، «فقیل له یابن رسول الله وَ مَنِ الْقائِمُ منكم اَهْلَ البیت؟» به امام رضا (ع) عرض شد: یابن رسول الله، كیست قائم از شما اهل بیت رسالت؟ فرمود: «الرّابِعُ من وَلَدی»، چهارمین فرزند من است، «یُطَهِّرُ اللهُ بِهِ الأرض من كل جور و یقدسها من كلّ ظلم»، او همان است كه خدا به وسیله‌ی او زمین را از هر ستم پاك می‌كند و از هر ظلمی منزّه بدارد، و «هو صاحب الغیبه قبل خروجه»،  اوست كه پیش از خروجش غیبت دارد و اوست كه «فاذا خرج اشرقت الآرض بنوره»، چون خروج كند، زمین به نور وجود مطهّرش درخشان گردد و «وَضَعَ میزان العدل بین النّاس»،  اوست كه ترازوی عدالت میان مردم بگذارد، «فلا یظلم احد احداً»، و هیچكس به دیگری ستم و ظلم نكند و اوست كسی كه زمین برای او به هم می‌پیچد و اوست (یعنی مهدی عج) كسی كه منادی از آسمان به نام وی فریاد كند كه جمیع اهل‌الأرض دعوت به سوی او را بشنوند، گویند: «هَلا حجّت‌الله»، به حقیقت ظاهر شد نزد بیت الله، «فاتّبعوه فان الحق معه و فیه»، پس او را پیروی كنید كه حق با او و در او است، بعد امام رضا علیه السّلام می‌فرماید: «و هو قول الله عزّوجلّ: ان نّشأ نُنَزِّلْ علیهم من السّمآءِ آیةً فَظَلَّتْ اعناقُهُم لها خاضعین (شعراء ـ 4)» و این است تفسیر كلام خدای بزرگ كه می‌فرماید: اگر بخواهیم، آیه‌ای از آسمان بر آنها فرود آوریم كه برای آن گردن نهند.

به شائِقانِ تزكیه و تخلیه‌ی نفس از اَرْجاس و سالكان ذكر و مناجات عرض می‌كنم: ایّام را كامگیری معنوی و روحانی كنید. روز و شب این ایّام را به سادگی و خَمُودی سیر نكنید كه ذی‌القعده محلّ اجابت دعاء است در وقت شدائد.

 در روایتی وارد شده كه هر كس در یكی از ماه‌های حرام مثل ذی‌القعده، سه روز متوالیاً (پنج‌شنبه، جمعه و شنبه) روزه بگیرد، ثواب بیشمار برای شخص صائم منظور خواهد شد. در ماه‌های حرام (محرّم‌الحرام، رجب‌الحرام، ذیقعدة‌الحرام و ذیحجّة‌الحرام) حسنات مضاعف است و همچنین سیّئات.

در این ماه مستحب است زیارت مولانا علی بن موسی الرّضا (ع)، چه از نزدیك باشد و چه دور، و «شب بیست و پنجم» این ماه، شب «دحوالأرض» است، یعنی «گسترده شدن زمین از زیر خانه‌ی كعبه» و این شب از شبهای شریفه است كه رحمت الهی در آن نازل می‌شود و قیام به عبادت در آن اجر كثیر دارد و در عظمت این شب همین بس كه «حَسَنِ بْنِ علی وَشّا» روایت كرده كه گفت: من در دوران كودكی با پدرم در محضر امام رضا (ع) بودیم، در شب 25 ماه ذی القعده. پس حضرت فرمود: در این شب «حضرت ابراهیم (ع)» و «حضرت عیسی (ع)» متولّد شده‌اند و زمین از زیر كعبه گسترده گردید، پس روزه داشتن این روز مقامات معنویِ عدیده در پی خواهد داشت، و روایتی را مرحوم محدّث‌قمّی آورده كه امام رضا (ع) فرمودند: در این روز حضرت قائم (ع) قیام خواهد نمود. میرداماد علیه الرّحمه متوفّی 1040، در رساله‌ی اربعه‌ی ایّام خود، در بیان اعمال روز دحوالارض چنین می‌گوید: افضل اعمال مستحبّه در این روز، زیارت حضرت امام رضا (ع) است.

امید است از فیوضات ربّانی و بركات صَمَدانی ماه ذیقعدة‌الحرام، بِاتَّخْصیص یازدهم و بیست و پنجم آن، عموماً مستفیض و مستفید گردیم و توفیق اِعْتصام بحبل الله المتین و معرفت هر چه افزونترِ وجودات مطهّر امامان معصوم نصیبمان گردد.

به اهالی ذكر و اصحابِ صمیمیِ دعا عرض می‌كنم: برای غلبه بر مشاكل معنوی و صعود به منازل رفیع اُنسِ الی الحق، مُداومت كنید در این ایّام بر این دعاء، كه در صورت اخلاص، آثار و نتایج عینی از او متجلّی می‌كردد:

 یا مُقـیـلَ الْـعَـثَـراتْ اَقِـلْنــی عَثـرتــی

ای گذشت كننده‌ی از لغزشها، در گذر از لغزشـم

یـا مـجیـبَ الـدَّعَـوات اَجِـبْ دعـوتــی

ای مستجاب كننده‌ی دعاها، اجابت كن دعایم را

یـا سـامـع الأصـوات اِسـمَـع صَـوتــی

ای شنونــده‌ی صــداهـا، بـشـنـو صـدایـم را

وَ ارْحَـمْـنـی و تَـجـاوز عـن سَیِّـئـاتـی

و بـه مـن رحـم كــن و بگـذر از بـدی‌هـایـم

وَ مـا عنــدی یـا ذَا الْجَـلال و الاِكْـرامْ

و از آنـچـه نـزد مـن است (كه تو اكـراه داری)

ای صــاحــب جـلالـــت و بــزرگـــواری

 

و صلّـی الله علی سیّـدنـا مـحـمّـد و آلـه الـطّـاهـرین

«سالروز ولادت امام رضا (ع) ـ 1424 ه.ق»

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : منتظر غریب

← لینکدونی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی