تبلیغات
*.........*...... کبوترانه ...* - والیان برتر 36 (شهادت امام حسن عسگری علیه السلام)
*.........*...... کبوترانه ...*
.:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::.
با سلام
به لطف و مدد خدا ان شاالله اکثر احادیث را به صورت موضوعی در این وبلاگ جمع‌آوری خواهم کرد...

«همنوا با امام عصر در سوگ پدر»

صلوات و سلام بر تو ای مولای ما، ای ابامحمّد، ای حسن بن علی، ای حبیب الله، ای به تزكیه واصل شده، ای عسكری، ای عبد صالح و مطیع خدا، ای شهید و فرزند شهید، ای پدر امام عصر عجل الله فرجه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا و ای زاده‌ی علی و زهرا سلام الله علیهما، ای حجّت خدای بزرگ بر خلق، ای سیّد ما و مولای ما، به تو اقبال نموده‌ایم ما و از تو تمنّای شفاعت داریم و متوسّل شده‌ایم ما به وسیله‌ی تو به سوی خدا، و تو را مقدّم داشته‌ایم پیشاپیش حاجاتمان، ای آبرومندترین در درگاه خدا، شفاعت نما برای ما نزد خدا.
هشتمین روز از ماه ربیع‌الاول مصادف است با شهادت سیّد اولیاء و مفخر اوصیاء و محبوب قلوب انبیاء، حضرت ابوالحجّة امام یازدهم ابومحمّد حسن عسكری علیه و علی آبائه المعصومین و ابنه المهدی افضل التّحیّة والسّلام.
مقصد و مقصود از تحریر رخدادهای موالید و وفیات امامان مظلوم و معصوم شیعه، معرفت‌یابی نسبت به احوال ایشان و غبارزدایی از تاریخ آنها و زدودن آفت عدم انس با تاریخ وقایع بزرگان دین بوده و می‌باشد، همه‌ی ما در شناساندن و تبلیغ از دین حنیف و چهارده نور آسمانی و مقدّس، عقلاً و شرعاً موظّف و مكلّف بوده و می‌باشیم، اقتضاء عقلی است كه ضمیرْ مرجع خود را باز یابد، متدیّن باید بداند دین او از كجا آغازیده و چه وجودات مقدّسی به پایش زحمت كشیده‌اند و باعث رواج و رونق و استمرار آن بوده‌اند، مسلمان باید متوجه باشد كه شناسنامه‌ی مسلمانی او كی و كجا و چگونه به مرز صدور رسیده و از كدام ناحیه در حال كسب اعتبار است. اگر عارف به ریشه‌ها و اسطوره‌های تشیّع نباشیم، چگونه خواهیم توانست در راه هدایت ثابت‌ قدم و استوار بمانیم و از كجا مطمئن باشیم به اعوجاج و انحراف و ظلمات سقوط نكنیم، پس در این عصری كه شیطنت و مفسدت به هزار و یك چهره به ما رخ می‌نمایاند باید به هر بهانه‌ای با امامان معصوم به عنوان ریسمانهای رهایی و نجات انس گرفت و به پای دروس ایشان زانوی استفاضه و استفاده بر ارض زد، گاه ولادت، گاه شهادت، گاه بهشت، گاه غدیر، و بالأخره همواره باید نام و یاد امامان پاك در تاریخ و اذهان آحاد جامعه زنده و جاوید باشد. چه نیكو سروده مؤلّف كتاب گرانسنگ «بارانی در كویر سوخته» در نعت امام عسكری علیه‌السّلام:

سكـراتـم بكـن ای عسكـر جـانـان آسان

خـلـواتـم بــده ای ابــر بـهـاران، بـاران

من به افواج مَلَك قبطه خورم، چون سامان

ندهـد، جُنـد ظـهــورم بـه قضایـم شـادان

و امّا در خصوص شهادت امام عسكری، شیخ الطائفه صدوق علیه الرّحمه در كمال‌الدّین به سند معتبر از «ابوالادیان» روایت كرده كه می‌گوید: من خدمت به امام حسن عسكری علیه‌السّلام می‌كردم و نامه‌های آن حضرت را به شهرها می‌بردم، پس روزی در حال بیماری كه در آن مرض به عالم بقاء رحلت فرمودند، مرا طلبیدند و نامه‌هایی‌ را نوشتند به برخی از اهالی مدائن و فرمودند: بعد از پانزده روز باز داخل سامرّه خواهی شد و صدای شیون از خانه‌ی من خواهی شنید و مرا در آن وقت غسل می‌دهند، ابوالادیان گفت: ای سیّد من، هر گاه این مصیبت جانكاه حادث شود، امر امامت مسلمین با كیست؟ فرمود: هر كس جواب نامه‌های مرا از تو طلب كند او امام است بعد از من، گفتم: علامت دیگری را فرمایید، امام عسكری علیه‌السّلام فرمود: جانشین من كسی است كه بر من نماز اقامه كند، گفتم: باز هم بفرمایید، فرمود: آن كس كه بگوید در هَمیان (كیسه) چیست او امام شماست.
ابوالادیان گفت: مهابت امام معصوم حسن عسكری (ع) مانع شد كه سؤال كنم كدام همیان، پس به طرف مدائن حركت كردم و نامه‌ها را به اهلش رسانیدم و جوابها را گرفته و برگشتم و همانطور كه خود حضرت فرموده بود، در روز پانزدهم وارد شهر سامرّه شدم و صدای نوحه و شیون از منزل امام عسكری بلند شده بود، چون به درب خانه‌ی حضرت رسیدیم، «جعفر كذّاب (برادر امام عسكری)» را دیدم كه بر در خانه ایستاده و شیعیان در اطراف جمع شده‌اند و او را در وفات برادر خود امام عسكری تعزیت می‌گویند و همینطور امامت او را شادباش می‌گویند، ابوالادیان می‌گوید: من با خود گفتم كه اگر جعفر كذّاب امام باشد پس معلوم می‌شود كه امامت شیعیان از راه درست خود خارج گردیده، زیرا جعفر فردی است فاسق و عدم اهلیّت او بر امامت بر همگان روشن است؛ تا پیش از این كه او را می‌شناختم، شراب می‌خورد، قمار می‌باخت و طنبور می‌نواخت؛ در همین افكار و محادثات نفسانی بودم كه به جعفر نزدیك شدم و چون دیگران او را تعزیت و تهنیت گفتم، ولی او هیچ سؤالی از من نكرد، در همین حین بود كه خادم امام عسكری كه نامش «عُقَید» بود از منزل خارج شد و به جعفر خطاب كرد: برادرت را كفن نموده‌اند، حال بیا و بر او نماز كن، پس جعفر برخاست و شیعیان با او همراه شدند، چون به صحن خانه رسیدیم، دیدیم امام عسكری را كفن كرده و بر روی تابوت قرار داده‌اند، در این هنگام جعفر جلو ایستاد تا بر بدن مطهّر برادر خود نماز بخواند، چون خواست تكبیر بگوید، طفلی گندم‌گون و پیچیده‌موی مانند ماه نورانی خارج شد و ردای جعفر را كشید و گفت: ای عمو، عقب بایست كه من سزاوارترم به اقامه‌ی نماز بر پدر خود از تو، پس جعفر عقب ایستاد و رنگش متغیّر شد، آن طفل جلو ایستاد و بر پدر بزرگوار خود امام عسكری نماز خواند و سپس بدن مبارك را كنار امام علی النّقی الهادی ـ علیه السّلام ـ دفن كرد و متوجه من شد و فرمود: ای بصری، جواب نامه را كه همراه داری بده به من، پس تسلیم كردم و در ذهن خود گفتم: دو علامت از علاماتی كه امام عسكری ـ علیه‌السّلام ـ فرموده بود ظاهر شد (نماز خواندن بر بدن امام و مطالبه كردن جواب نامه) پس برای احراز امامت مسلمین، تنها یك علامت مانده بود، آنگاه رفتم به نزد جعفر بن علی الهادی (جعفر كذّاب) و دیدم او در حال گریستن است و فردی از او سؤال كرد كه این طفل چه كسی بود كه بر جنازه‌ی امام عسكری علیه‌السّلام نماز خواند؟ جعفر گفت: والله تا به حال من او را ندیده بودم و نمی‌شناختم، پس در همین اثناء بود كه جمعی از اهالی قم آمدند و سؤال از احوال امام عسكری ـ علیه‌السّلام ـ كردند و چون آگاه شدند كه حضرت وفات یافته، پرسیدند: بعد از او امامت با كیست؟ مردم اشاره كردند به سوی جعفر، پس نزدیك رفتند و به جعفر سلام كردند و او را تعزیت و تهنیت گفتند و سپس وی را مخاطب ساختند كه: با ما مقداری نامه و اموال می‌باشد، بگو كاغذها و نامه‌ها از كیست و اموال چه میزان است تا آنها را به تو دهیم، جعفر از جای خود حرکت نمود و گفت: مردم از ما مطالبه‌ی علم غیب دارند، در آن حال خادمی از سوی امام عصر حضرت حجّت بن الحسن ـ علیهم السّلام ـ خارج گردید و به جماعتِ آمده از قم خطاب كرد و گفت: با شما نامه‌ی فلان و فلان شخص است و همیانی است كه در او هزار اشرفی است و در آن ده اشرفی است كه با طلا روكش گردیده، آن جماعت، نامه‌ها و اموال را دادند به خادم و گفتند: آن كسی كه تو را فرستاده كه این نامه‌ها و اموال را بگیری او امام و حجّت زمان است و منظور از امام عسكری ـ علیه‌السّلام ـ هم همین همیان بوده است.
مرحوم علّامه‌ی بزرگوار مجلسی علیه الرّحمه در جلاء العیون از محمّد بن حسین روایت كرده كه امام عسكری علیه‌السّلام در روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال دویست و شصتم از هجرت هنگام نماز صبح به سمت رفیق اعلی عروج فرمود و در هنگام رحلت، «صیقل» كنیز آن حضرت و «عقید» غلام آن حضرت در كنار امام بودند و البته حضور داشت در كنار امام عسكری علیه‌السّلام آن كسی كه مردم بر او مطّلع نبودند و از عیون پنهان بود، یعنی  وجود اقدس امام زمان علیه‌السّلام. عقید، خادم حضرت می‌گوید: در هنگام رحلت، امام عسكری (ع) مطالبه‌ی آب فرمود كه بیاشامد، چون حاضر ساختیم فرمود: می‌خواهم وضو بگیرم و نماز بخوانم، آبی جهت وضو بیاورید و ما چنین كردیم و حضرت امام عسكری ـ علیه افضل التّحیّة و السّلام ـ دستمالی در دامان خود پهن كرد و خود وضو ساخت و نماز صبح را ادا كرد، آنگاه ظرف آب را گرفت تا بیاشامد، امّا در اثر شدّت كسالت، آن‌چنان در نهایت ضعف قرار داشت كه دست مباركش از تعادل خارج شده و می‌لرزید و چون آب را آشامید و كنیز حضرت ظرف را گرفت، روح مطهّرش به عالم ملكوت صعود نمود. آن حضرت پس از جوادالائمه كه در 25 سالگی به شهادت رسید، جوانترین امام است كه به سن «28 سالگی» به سوی رحمت حضرت حق، هجرت فرمود و مدّت امامت ایشان «قریب به شش سال» بوده است.
مرحوم شیخ الطائفه ابن بابویه القمی معروف به صدوق متوفی 381 هجری می‌فرماید: امام عسكری علیه السّلام را معتمد به وسیله‌ی زهر به شهادت رسانید.
شیخ صدوق در كتاب خود كمال الدّین و تمام النعمه می‌فرماید: «احمد بن اسحق بن سعد اشعری» می‌گوید: شرفیاب شدم به حضور امام یازدهم ابی محمّد حسن بن علی علیهم‌السّلام و من می‌خواستم از آن حضرت راجع به جانشین پس از او سؤال كنم ولی خود حضرت، ابتدائاً آغاز كلام فرمود و پاسخ سؤال مطرح شده‌ی ذهنی مرا چنین جواب داد: ای احمد بن اسحق، بدرستیكه خدای تبارك و تعالی از زمانی كه حضرت آدم علیه‌السّلام را آفریده، زمین را از حجّت خودش خالی نگذاشته و نمی‌گذارد، «الی اَنْ تقوم السّاعة»، تا زمانی كه برپا شود ساعت ظهور، كه به وسیله‌ی حجّة الله است «یَدْفع البلاء»، بلایا از اهل زمین دور می‌شود و به خاطر اوست كه رحمت الهی بر سكنه‌ی ارض نازل می‌گردد، «و به یخرج بركات الارض»، و به خاطر وجود امام عصر هر زمانی است كه زمین خیرات خود را ارائه می‌كند احمد بن اسحق می‌گوید: به امام عسكری عرض كردم: یا بن رسول الله، امام و خلیفه‌ی بعد از شما چه كسی است؟ «فنهض علیه‌السّلام مسرعاً فدخل البیت ثمّ خرج و علی عاتقه غلام كان وجهه لقمر لیلة البدر»، پس حضرت با سرعت برخاست و داخل خانه‌ رفت و سپس برگشت درحالیكه بر شانه‌ی او پسر كوچكی قرار داشت كه صورتش مثل شب چهارده نورانی بود و حدوداً سه ساله نشان می‌داد و فرمود: ای احمد بن اسحق، اگر نبود كه نزد خدای عزّوجلّ و نزد حجّتهای او گرامی می‌باشی، هر آینه من این فرزند خود را به تو عرضه نمی‌كردم و تو موفّق به زیارت او نمی‌شدی، «انّه سمّی رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم و كنیه‌ و الّذی یملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جوراً و ظلما»، بدرستیكه این فرزند من كه جانشین من خواهد بود و امام المسلمین الی الابد است، همنام رسول خدا و هم‌كنای او است و او (یعنی امام عصر) آن كسی است كه زمین را از عدل و داد پر كند همانطوریكه از ظلم و جور پر شده باشد، بعد امام عسكری علیه‌السّلام می‌فرماید: ای احمد بن اسحق، مَثَلِ او (حجت بن الحسن) مَثَلِ «حضرت خضر علیه‌السّلام» و «ذی‌القرنین» است، والله غیبتی دارد كه در طول آن فردی از هلاكت نجات نیابد مگر آنكه خدای عزّوجلّ آن فرد را بر میثاق به امامت امام عصر ثابت و محكم دارد، یعنی به وجود اقدس آن حضرت وفادار بماند و تطویل غیبت امام عصر او را به مهالك‌الماثم نكشاند، «وَ وَفّقه فیها للدعاء بتعجیل فرجه»، و خدا آن فرد را توفیق عنایت فرماید كه برای تعجیل در فرج امام عصر دعا كند، احمد بن اسحق گفت: گفتم ای مولای من، آیا نشانه‌ای دارد كه دل من بدان مطمئن شود، آن كودك بأذن الله به زبان فصیح گفت: «انا بقیة الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه»، منم بقیة الله در زمین خدا و انتقام‌گیرنده از دشمنان خدا، ای احمد بن اسحق، پس از آنكه واصل به عین شدی اثر را تعقیب نكن، احمد بن اسحق می‌گوید: من از وقوع این حوادث، شاد و مسرور شدم و از آن محضر سماوی خارج گردیدم و چون روز بعد فرا رسید مجدّداً رفتم خدمت امام عسكری و عرض كردم: یابن رسول الله، هر آینه شادی من بدانچه بر من منّت نهادی بزرگ است، بیان فرمایید آن روشی كه از حضرت خضر و ذوالقرنین دارد چیست؟ پس امام عسكری ـ علیه‌السّلام ـ فرمود: آن طول غیبت است، عرض كردم: یابن رسول الله آیا غیبتش طولانی باشد؟ حضرت فرمود: آری به خدا، آنچنان است كه اكثر قائلین به امر امامت او رِجْعَت (بازگشت) كنند، «و لا یبقی الا من اخذ الله عزّوجلّ عهده بولایتنا»، مگر آنكه خداوند بزرگ اخذ كرده باشد از او عهد و پیمان ولایت ما را و بعبارة اخری ذوب در مودّت و محبّت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشّریف باشند و خداوند ایمان را تحریر در قلبش نموده باشد و «ایده بروح منه»، حضرت حق جلّ جلاله او را به روح خود تأیید كرده باشد، آنگاه امام عسكری (ع) فرمود: «یا احمد بن اسحق هذا امر من امرالله و سرٌّ من سرّالله و غیب من غیب الله فخذ ما آتیتك»، ای احمد بن اسحق، آنچه گفتم امری است از امر خدا و سرّی است از سرّ  خدا و غیبی است از غیب خدا، آنچه من به تو رسانیدم بگیر و مستور دار، «و كن من الشّاكرین تكن معنا غدا فی علیّین»، و از گروه شكركنندگان باش تا در علیّین همراه ما باشی.
ابیاتی در خصوص امام عسكری ـ علیه‌السّلام ـ سروده شده كه نقل آن خالی از اقبالات عرفانی و روحانی نمی‌باشد:
درود بر آن كسی كه سامرا جایگاه اوست، سلام بر آن كسی كه در اخبار استوار، مایه‌ی امید است. سلام بر این فرزندان زمزم و صفا و خیف و منی و كعبه و مقام و حجر، سلام من بر پنج تنِ نخستین و هفت تن، شاید آنان در محشر شفیع من شوند.
در خاتمه، یادآوری حلول روز مبارك «نهم ربیع‌الاول» كه مصادف است با آغاز امامت حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا و اجسامنا و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء برای سالكین و منتظرین شكسته دل آن‌حضرت، موجبات تقویت مواضع اعتقادی و توجه روزافزون به امر امامت امام عصر است، فعلیذالك المقال، با گذری بر زیارت مخصوص امام عصر، تجدید بیعتی می‌كنیم با آقای عصر:

السّـلام علیـك یـا خلیفــة الله و نـاصــر حقّــه
درود بر تو كه جانشین خداوندی و یـاور دینـش

  یا تالی كتاب الله و ترجمانه یا بقیة الله فی ارضـه
  ای تلاوت كننده‌ی واقعی كتـابـش و شــارح آن،
  ای بـازمـانــده‌ی حـق ‌تـعـالــی در هسـتـــی

   یـــا  میـثــــاق اللــه ،   یــــا  وعـــد  اللــه
   ای آرمان ایـزدی كـه غبطـه‌گـاه انبیــاء بـــودی
   ای الهام خدا به اولیاء كه در حسرتت جگرهاشـان
   تفتـیـد و اشـك دیــدگـانـش خـونیـن گـشـت

     ایّــهــــا   الامـــــــــام   الــمــــأمـــــون
     ای پیـشــوایـی كـه بیـمــه شــده‌ی ابـدیّـتــی
     و هـرگز مـوج حـوادث در تـو رخنـه نـمی‌كنــد

       یــا نــور اللهِ الّــذی اِذا اَنْـتَ نـظـــام الـدّیـــن
       ای روشنایی ‌بخش آفرینش كه هیچگـاه به سـردی
       و سستی نمی‌گرایی، اینها ذرّه‌ای از كمالات ملكوتی
       تــوسـت، چــرا كــه قـائــم مقــام خــدایـــی

همه با هم در روز شهادت ابوالحجّة امام عسكری علیه‌السّلام با چشمان گریان و قلبهای سوخته در ناملایمات غیبت، برای ظهور قریب الوقوع امام منتظر، كه تشریف بیاورند و ما را از این نكبت‌سرای دنیای معاصر نجات دهند، می‌خوانیم:

الـلّــهــمَّ  طـــال  الانـتـظـــار  و  شَـمِـتَ  بِـنَــا  الـفـجّــــار
بار  الـهـا،  طــول  غیـبـت  مــولایـمــان،   كمــرهــایـمــان  را  خـــم
كــرده و زبـــان  بــدخـــواهــــان و  زر انـــدوزان  را  دراز  نـمـــوده

الــسّــــلام    عـلـــــی  الــحــــــقّ    الـجــــدیــــــــد
عزیــزا، تـحـیّـت  ایـــن  عـاشـقـــان دســت  از  جــان  شسـتــــه  را
بــه  مـحـضــر  بـرگــزیـــده‌ی  مـحـبـوبـــت  واصــــل   فـــرمــــا

اللّهمَّ اكشف هذه الغُمَّه عن هذه الامّه بحضـوره و عجّل لنـا ظهـورَهُ
و باز به درگاهت ای قهّار، عرض دعا مـی‌كنیم تا غم عظیم تنهایی را بـا ارسـال
او برطرف سازی و این امّت نگران را لبخند فرج بخشی و چشمهای بی‌رمق امّت
مصیبت‌كشیده را بـه جمال منصور فرماندار لاهوت، منوّر فرمایی، كه ایـن نـدای
كافّه‌ی موجودات است: خالقا، كوثـر حیات‌بخش خویش را نـازل فرما ـ آمیـن

و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهـریـن
سیّـمــا بقـیـــة الله تعـالــی فــی الارضیــــن
و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدّین
«سـالـروز شـهـــادت امــــام عسـگـــــری (ع) ـ 1424 ه.ق»

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : منتظر غریب

← لینکدونی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی