تبلیغات
*.........*...... کبوترانه ...* - والیان برتر 6 (ولادت امام علی (ع))
*.........*...... کبوترانه ...*
.:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::. .:: احادیث موضوعی ::.
با سلام
به لطف و مدد خدا ان شاالله اکثر احادیث را به صورت موضوعی در این وبلاگ جمع‌آوری خواهم کرد...

«به خدا نبرده‌ای پی اگر از علی (ع) جدایی»

«قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم فی شأن علی علیه‌السّلام: لو اَنَّ الغیاضَ(1)  اقلامٌ و البحر مِدادٌ(2)  و الجنَّ حُسّابٌ و الأنس کُتّابٌ ما اَحصوا فضائل علی بن ابی‌طالبٍ (سند: فرائد السّمطین 1/16)»، رسول مکرّم اسلام، خاتم انبیاء و سند اصفیاء، در مکانت علی بن ابیطالب ـ علیه‌السّلام ـ می‌فرماید: اگر تمام درختانِ عالم، مبدّل به قلم و دریا، جوهر و مُرَکَّبْ شود و اجانین، به مسند محاسبه نشینند و آدمیان، به کتابت و تحریر، هرگز نخواهند توانست احصاء کنند فضائل و مقاماتِ آسمانی علی بن ابیطالب علیه‌السّلام را.
«و قال صلّی الله: ان اللهَ جعل لأخی فضائل لا تُحْصی کثرهً (لطفاً به اسنادی که از غیر شیعه است توجه خاص کنید ـ سند: المناقب للخوارزمی ص 2)»، و فرمودند: بدرستیکه خداوند قرار داده برای برادرم علی (ع)، فضائلی که از حیث کثرت، قابل احصاء و شمارش نمی‌باشد.
تو ای شیعه‌ی علی علیه‌السّلام، با همه‌ی وجودت، به این کلام رسول خدا دقّت کن: «و قد صرح النّبی صلّی الله علیه و آله: انه کتم بعض فضائل علی علیه‌السّلام خوفاً من توهّم الألوهیّة فی حقّه: حیث قال:‌ یا علی لو لا ان تقول فیکَ طوائفُ من امّتی ما قالتِ النصاری فی عیسی بن مریم لقلتُ فیک الیوم مقالاً لا تَمُرُّ بملاءٍ من المسلمین الا و اخذوا التراب من تحت رجلیک و فضل طهورک یستشفون به (سند: المناقب للخوارزمی ص 76 و المقتل 45 و ابن المغازلی فی‌المناقب 237 و الهیثمی فی مجمع الزوائد 9/131 و القندوزی فی ینابیع المودّه و الأمر تسری فی ارجح المطالب 454)»، ترجمة‌ المحرّر: پیامبر به صراحت می‌فرماید: من پاره‌ای از فضائل را درباره‌ی علی (ع) کتمان نموده‌ام و بیان نکرده‌ام، زیرا اگر بیان می‌کردم، خوف آن می‌رفت که مردم، توهُّم الوهیّت در حقّ علی علیه‌السّلام پیدا کنند، تا آنجا که پیامبر می‌فرماید: ای علی، اگر نبود که درباره‌ی تو طوائفی از امّت من چیزهایی می‌گفتند که امّت مسیح درباره‌ی حضرت عیسی بن مریم می‌گویند، هر آینه امروز، درباره‌ی تو چیزی می‌گفتم که هر کس از مسلمین عبورش بر تو می‌افتاد، در ملاء عام، خاک را از زیر قدم‌هایت، و اضافی آب وضویت را برای استشفاء می‌گرفتند و می‌بردند.(3)
بدون ذکر مقدّمه‌ای، از لسان رسول الله که بلاتردید لسان‌الله است، معتقد و مُقِر باشیم به آیات 3 و 4 سوره‌ی نجم، که حضرت احدیت می‌فرماید: پیامبر از روی هوی و هوس نطق نمی‌کند، بلکه آنچه می‌گوید وحی مُنْزَل است، و اگر ما را اعتقاد چنان است که حضرت دادار در هفتمین آیه‌ی سوره‌ی حشر می‌فرماید: آنچه پیامبر برای شما مردم آورده بگیرید، پس بدون حاشیه‌روی و مستقیماً، کام شما را در این شب ولادت اسدالله الغالب، غالب کل غالب، علی بن ابیطالب، با تنها چند قطره از اقیانوس بی‌کران عظمت مولود کعبه آشنا نمودم:

آب دریـا را اگر نتْـوان کشید            هم به قدر تشنگی باید چشید

هیچکس قادر نخواهد بود عظمت مولود «13 رجب» را به تحریر و تصویر کشد. هر کس چیزی در این مقام می‌گوید یا می‌نویسد، فقط در حدّ قطره است و لنعم ما قال: ای علی، کتابِ فضل تو را آبِ بحر کافی نیست، که تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم، و این دیگر شما و شیاعت و حمایت از آن حیدر کرّار با بکارگیری اعمال و رفتار شایسته و درخور شأن یک پیرو علی علیه‌السّلام.
امّا فی‌الحال، همگی بیاییم با زبان ارادت و اخلاص و بدون هیچ نگرانی بگوییم:

اگر در پای گُل‌ها همچـو خـارم            و گـر سرمـایـه‌ای بر کف نـدارم
خوشم کز روی اخلاص و ارادت            امـیـرالمـؤمنیـن را دوسـت دارم

اتّحاد و پیوستگی روحی خود را با پدرتان علی ـ علیه‌السّلام ـ در بیان خالصانه و عاشقانه‌ی این عبارات، تعقیب و جستجو نمایید:
خدایا! درود فرست بر امیرمؤمنان علی‌بن ابیطالب (ع)، همو که پیامبرت را برادر و ولی و برگزیده و وزیرش بوده و همو که رسولت، معالم خود را به او سپرد و موضع و محلّ راز و سرّ او بوده و باب حکمت او و داعی به سوی شریعت او بوده و خلیفه‌ی آن حضرت در امّت و گشاینده‌ی رنج‌ها و غُموم از چهره‌ی او بوده است.
خدایا، آن علی را می‌گویم که در هم‌ کوبنده‌ی خداستیزان و به خاک و هلاک ‌افکنده‌ی نابکاران و تباهکاران بوده، پس ای خدا، در این ایّام و لیالی سراسر مبارک و میمون عرض می‌کنم: «اللّهُمَّ وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله»، خدایا، تو دوست بدار هر ‌آن ‌کس که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر کس که با علی دشمن است، یاری کن حامی او را و نابود کن نافی او را و لعنت کن هر آن کس را که پرچم عداوت و دشمنی را بر او نصب کرد از روز ازل تا ابد.

دوشم به گوش ز عالم غیب این ندا رسید

کـه امشب یگـانه آینـه‌ی حـق نمـا رسید

در نُـه فلک نشاط و مسرّت شـد آشکـار

بانگ طرب ز سطح زمین بـر سمـاء رسید

ای دل ز مشـکـلات هـراسـی مکن دگـر

زیرا کـه موکبِ شـه مشکـل گشـا رسیـد

درمـانـده‌ای اگـر بـه در ایـن و آن مـرو

خـوش‌دار دل که ملجأ شـاه و گـدا رسید

«اوّل ائمة المؤمنین و ولاة المسلمین و خلفاء الله تعالی فی‌الدّین بعد رسول‌الله الصّادق الأمین، اخوه و ابن عمه و وزیره علی امره و صهره علی ابنته فاطمه، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ابن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف علیه افضل الصّلاة و السّلام»، نخستین امام مؤمنان بالله و اوّلین والیان برتر برای گروندگان به اسلام و جانشینان و حمایت‌کنندگان دین خدا در زمین، پس از رسول خدا که راستگو و درست‌کردار بود، هرآینه، برادر او و ابن‌عمّش و وزیرش و دامادش، علی‌ بن ابیطالب است.
«ولد امیرالمؤمنین علیه‌السّلام بعد عام الفیل بثلاثین سنة»، آن حضرت «سی سال» بعد از «عام‌الفیل» متولّد شد و این ولادت در «مکّه» و «داخل بیت‌ الله الحرام» و در روز «13 ماه رجب» بود. مادر حضرت، «فاطمه‌ی بنت اسد بن هاشم بن عبد مناف» است و او نخستین بانوی هاشمی است که برای مردی هاشمی فرزند آورد و آن حضرت، پسر «ابوطالب بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف» است. علی علیه‌السّلام، فرزند آخر ابوطالب است، زیرا ابوطالب چهار پسر داشت که ارشد آن‌ها «طالب» و بقیه: «عقیل»، «جعفر»، و «علی» بودند. «یزید بن قعنب» می‌گوید: همراه «عبّاس بن عبدالمطلب» و «جمعی از خاندان بنی العزی» کنار «کعبه» نشسته بودیم که فاطمه دختر اسد، مادر علی (ع)، در حالیکه نُه ماهه باردار به حضرت بوده و درد زایمان هم بر او مستولی گشته بود وارد حرم گردید و مشغول شد به مناجات با خدا و چنین می‌گفت: خدایا من به تو و تمام انبیاء و کتب نازل بر ایشان مؤمن می‌باشم و به کلمات نیای بزرگوار خودم، «حضرت ابراهیم خلیل علی نبینا و آله و علیه‌السّلام» که این بیت عتیق، یعنی کعبه را او برپا کرده ایمان آورده‌ام. خدایا تو را سوگند می‌دهم به حق کسی که این خانه‌ی کعبه را ساخته و به حق این طفل که در رحم دارم، زایش را بر من سهل فرما... «یزید بن قعنب» گوید: ما خود دیدیم که قسمت پشت خانه‌ی کعبه شکافته شد و فاطمه‌ی بنت اسد وارد کعبه گردید و از چشم‌های ما مستور ماند و دیوار کعبه مجدّداً مسدود گردید. هرآنچه در توان داشتیم در جهت گشودن قفل درِ کعبه تلاش نمودیم، امّا مفتوح نگردید و بر ما معلوم گردید که این رخداد به اذن الله تعالی بوده است.
پس فاطمه بنت اسد، «سه روز» در کعبه میهمان خدا بود و چون چهارمین روز آغاز گردید، همان نقطه از دیوار کعبه مفتوح گردید و فاطمه‌ی بنت اسد در حالیکه علی (ع) روی دستش بود، از خانه‌ی خدا خارج شد(4) و می‌گفت: ایّهاالنّاس، من بر همه‌ی زنان پیش از خود رجحان یافتم، زیرا آسیه‌ دختر مزاحم که همسر فرعون بود، خدا را پوشیده و به اضطرار عبادت می‌کرد چون در خانه‌ی فرعون بود و مریم بنت عمران، درخت خرمای خشکیده را به دست خود به سوی خویش کشید و از آن خرمای تازه تناول نمود درحالیکه من وارد کعبه شدم و از میوه‌ها و خوراکی‌های بهشت خوردم و چون خواستم از خانه‌ی خدا خارج شوم، منادی بر من ندا کرد که ای فاطمه، این فرزند یگانه را «علی» نام بگذار که او علی است و خدا هم علی اعلی است و خدا فرمود: نام او را از نام خودم مشتق ساختم و به ادب خود او را مأدّب نمودم و او را از مدارج مخفی مانده‌ی علم خودم آگاه کردم و او همان کسی است که بتها را در خانه‌ی من خواهد شکست و بر فراز خانه‌ام اذان خواهد گفت و مرا تمجید و تجلیل خواهد کرد، خوشا به حال کسی که او را دوست بدارد و مطیعش باشد و بدا به حال کسی که او را دشمن بدارد و تمرّدش کند؛ «جابر بن عبدالله ‌انصاری »(5) می‌گوید: از پیامبر اکرم درباره‌ی ولادت امیرمؤمنان علی (ع) پرسش نمودم، رسول خدا (ص) فرمودند: آه که از بهترین مولودی که پس از من به سنّت عیسی مسیح (ع) متولّد شده پرسیدی، همانا که خداوند بزرگ، من و علی را از نور واحد، پانصد هزار سال قبل از آنکه خلایق را بیافریند آفریده و ما خداوند را تسبیح و تقدیس می‌کردیم (فضائل‌الخمسه من الصحاح السته ج اول ص 168) و چون خداوند، آدم ابوالبشر را بیافرید، ما را در پشت او قرار داد، من در جانب راست و علی در جانب چپ او بودیم و سپس از صلب او به اصلاب پاک و مطهّر و رحِمهای پاکیزه انتقال یافتیم و همواره چنین بودیم تا خداوند متعال، مرا در صلب پاک عبدالله و بهترین رحم، یعنی رحم آمنه مستقر فرمود و خدای بزرگ، علی را در صلب پاک ابوطالب و رحم پاک فاطمه بنت اسد قرار داد. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: به رسول خدا عرضه داشتم: یا رسول الله، اکثر مردم می‌گویند: ابوطالب کافر از دنیا رفته است، آیا صحیح است؟ حضرت رسول فرمودند: خدای تو به غیب داناتر است، همانا شبی که به آسمان برده شدم، چون به عرش رسیدم، چهار پرتو دیدم، به خدا عرضه داشتم: این انوار چیست؟ فرمود: ای محمّد، یکی «عبدالمطلب» و دیگری عمویت «ابوطالب» و سومی پدرت «عبدالله» و چهارمی برادرت (یعنی ابن عمت) «طالب» است، به خدا عرض نمودم: پروردگارا، در برابر انجام چه عملی به این درجه و مقام راه یافته‌اند؟ فرمود: به سبب آنکه ایمان خود را مخفی و پوشیده داشتند و تظاهر به کفر نمودند و تا زمانی که از دنیا رفتند بر این کار شکیبا بودند، درود حضرت احدیت بر آنان نثار باد.
«ثابت بن دینار» معروف به «ابو حمزه‌ی ثمالی»، منسوب به «ثماله» که نام شاخه‌ای از قبیله‌ی «آزد» است، از بزرگان اصحاب چهار امام معصوم: حضرت سجّاد (ع) و امام باقر (ع) و صادق (ع) و کاظم (ع) می‌باشد و به سال 150 هجری نبوی از دنیا رحلت نموده، او می‌گوید: از امام سجّاد، علی ‌بن الحسین (ع) شنیدم که می‌فرمود: فاطمه بنت اسد در طواف بود که درد زایمان او را گرفت، پس وارد کعبه شد و امیرمؤمنان علی (ع) را در کعبه‌ی معظّمه به دنیا آورد.
در پاره‌ای از اخبار است که وقتی آن حضرت به عالم وجود قدم نهاد، پدرش ابوطالب او را به سینه‌ی خود چسبانیده و دست فاطمه بنت اسد را گرفته و به سوی «ابطح»(6) آمدند و با این اشعار با خداوند مناجات می‌کرد:

یــا ربِّ  یــا ذا الـغسـقِ  الـدجـیّ  والـقـمـــر  الـمبـتـلـج  الـمـضـیّ
ای خدایی که صاحب ظلمـات شب هستـی  و صاحب ماه نورانی و روشنی‌دهنده هستـی

بیـن لنـا مـن  حُکمـکَ  المَـقـضـیّ  مـا ذا تــری فـی اسـم ذا الـصّـبـیّ
بــرای  مـــا  دو  تــن  بـیـــان  نـمــا  کـه ایـن طـفـل پـاک را چـه نـام گذاریم؟

ناگاه چیزی مانند ابر، روی زمین و نزدیک ابوطالب هویدا گردید، ابوطالب با شوق و اشتیاق او را گرفت و با علی (ع) به سینه ملصق نمود و به خانه برگشت، چون صبح شد، دید آن ابر مانند، امروز مبدّل به لوح سبز رنگی شده و به اذن‌الله تعالی این عبارات در آن تحریر یافته:

خُـصِّـصـتـمــا   بــالـولــد   الــزکـــی 

ما ‌شمارا‌ (7) تخصیص‌دادیم به ‌یک فرزند‌‌ زکی ‌و پاک‌شده  

   

و الطـاهـــر  الـمـنـتـجــب  الـرّضـــی

و انتـخـاب شـده و مـورد پسـنـد قـرار گرفـتــه

 

فـاسـمــه  مــن  شــامــخ   عــلــــیٍّ

پس اسـم ‌این ‌طفـل از ناحیـه‌ی‌ آسمان علی ‌است

 

عـلــیٌّ  اشـتـــق  مــن  الــعـــلــــی
   همان علی که نامش مشتق ‌شده‌ ‌از نام خدای ‌علی ‌‌اعلی

و بدین ترتیب آن حضرت مسمّی به علی (ع) گردید و ابوطالب آن لوح مقدّس را در حاشیه‌ی راست کعبه نصب نمود و همچنان در آن نقطه قرار داشت تا زمان «هشام بن عبدالملک مروان»، که آن لوح را از آن محل، پایین آورد و از آن تاریخ به بعد مفقودالأثر گردید.
حکیم سنایی می‌گوید:

اسـدالـلّـه در وجـود آمــد            در پس پرده هر چه بود آمد

آری حقیقتاً چنین است، هر چه هست در وجود علی خلاصه گردیده، علی اُذُنُ الله است، علی یدُ الله است، علی لسان‌الله است، علی اسدالله است، علی خلیفة الله است، علی فاتح الخیبر و قالع‌الکفّار و حیدرالکرّار و مجمع‌الاضداد و ساجدالمحراب و ذاکرالسَّرمد و ابوالیتامی... و جز خدایی به خدا مصدر هر کار علی است و به قول فرصت‌الدّوله‌ی شیرازی:

انس و جان را مقتـدا، کرّوبیـان را پیشـوا

عرش دادارش بود محراب و  منبر آسمان

ای ولـی کـردگـار و ای عـلـی مرتضـی

ای که باشد بر درت همواره چاکر آسمان

«و قال احمد بن حنبل: ما جاء لاحد من اصحاب رسول‌الله (ص) من الفضائل ما جاء لعلی بن ابیطالب (سند:‌ المستدرک للحاکم 3/107)»، یکی از ائمّه‌ی اربعه‌ی اهل سنّت و پیشوای فرقه‌ی حنبلی، به نام «احمد بن حنبل»، که شاگرد شافعی می‌باشد، چنین در عظمت امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام می‌گوید: نیامده برای احدی از اصحاب رسول خدا از فضائل و مقامات، آن‌قدر که درباره‌ی علیه‌السّلام در این مناقب وارد گردیده است.
یک معجزه از امیرمؤمنان بگویم تا شیعه قدر خود را بداند و فراموش نکند که در کدام لجنه قرار دارد: «سلیم بن قیس هلالی» متوفی سنه‌ی نود هجری نبوی می‌گوید: از «ابوذر غفّاری» شنیدم که می‌گفت: شبی آقایم محمّد (ص) به امیرمؤمنان (ع) فرمود: یا علی، فردا هنگام صبح به سمت کوه‌های بقیع عزیمت کن و در یک نقطه‌ی باز و هموار و وسیع توقف نما، وقتی خورشید طلوع کرد بر او سلام کن، خداوند به خورشید فرمان داده تا پاسخ سلام تو را با صفاتی که در تو وجود دارد به تو بدهد. چون صبح روز بعد فرا رسید، امیرمؤمنان همراه اوّلی و دوّمی و جماعتی از مهاجرین و انصار به راه افتادند تا به بقیع رسیدند و در این موقع طبق راهنمایی پیامبر، علی (ع) از مکان رفیعی بالا رفت و همینکه خورشید طالع گردید، حضرت فرمود: سلام بر تو ای خلق جدیدِ(8) خداوند که مطیع ذات اقدسش هستی. پس از سلام علی (ع) بود که ناگهان همگی صدایی مهیب، همچون صدای غرّش رعد از آسمان شنیدند و کسی می‌گفت: و سلام بر تو ای اوّل و آخر و ظاهر و باطن و ای کسی که بر همه چیز آگاهی. از شدّت و عظمتِ مهابت صدا، همه‌ی حاضران از هوش رفقتد و پس از ساعاتی که به هوش آمدند دیدند امیرمؤمنان از آن مکان رفته‌اند، پس همگی آمدند خدمت پیامبر و عرضه داشتند: یا رسول‌الله، تو که می‌گفتی که علی بشری است همچون ما، در حالیکه امروز، خورشید، علی را به صفاتی مخاطب ساخت که از صفات منحصر خداوند است؟ پیامبر فرمودند: خوب مگر چه شنیده‌اید؟ گفتند: شنیدیم که خورشید به علی گفت: سلام بر تو ای اول، پیامبر فرمودند: خورشید درست بیان داشته، و چیز عجیبی نگفته، زیرا علی اوّل کسی است که به من ایمان آورده است، دیگر چه شنیدید؟ گفتند: شنیدیم که خورشید به علی گفت:سلام بر تو ای آخر، پیامبر فرمودند: درست گفته، زیرا علی آخرین کسی است که همراه من خواهد بود، علی مرا غسل می‌دهد و کفن می‌کند و داخل در قبرم خواهد نمود، پیامبر فرمود: دیگر چه شنیدید؟ گفتند: شنیدیم که خورشید به علی (ع) گفت: سلام بر تو ای ظاهر، پیامبر فرمودند: خورشید به جا گفته، زیرا تمام علم من برای علی ظاهر گردیده، گفتند و شنیدیم که می‌گفت: ای باطن، پیامبر فرمودند: صحیح گفته، زیرا که همه‌ی اسرار مرا علی در باطن خویش نگاه داشته، گفتند شنیدیم می‌گفت: ای آنکه بر همه چیز آگاهی، پیامبر فرمود: این را هم خورشید درست گفته، زیرا علی (ع)، عالم به حلال و حرام و واجبات و سنّتها و امثال ذلک خواهد بود، در اینجا بود که برخواستند و در حالی که از محضر رسول خدا خارج می‌شدند چنین گفتند: محمّد ما را در تاریکی قرار داد.
مطلب دیگر در مقام مولود 13 رجب و شخصیّت بی‌بدیل امیرمؤمنان علی علیه‌السّلام: پیامبر اسلام در مسجد نشسته و اصحاب در اطرافش مجتمع بودند که جوانی داخل مسجد شد، رسول اکرم فرمود: ای مردم بدانید این جوان، امروز عملی انجام داده که خداوند در قیامت برای او مقام شفیع قائل خواهد شد، اصحاب رفتند نزد جوان و گفتند: تو چه عملی انجام داده‌ای که پیامبر چنین لطفی را از خداوند نسبت به تو می‌فرماید؟ جوان به حضور رسول اکرم آمد و عرض کرد: یا رسول‌الله، من نمی‌دانم امروز چه عملی انجام داده‌ام و این مردم با گفتار خودشان مرا متحیّر ساخته‌اند، پیامبر فرمود: جوان،‌ تو امروز صبح که از خانه‌ات خارج شدی چه کردی؟ عرضه داشت: چون برای رفتن سر کارم مقداری وقت اضافی داشتم و یادم آمد که شما یک روزی فرمودید: «النظر الی وجه علیٍّ عباده»، نگاه کردن به صورت علی، عبادت است، من هم به درب خانه‌ی علی (ع) رفتم و حضرت را زیارت نموده و برگشتم، پیامبر اسلام فرمودند: ای جوان، به خدا به عدد هر قدمی که به قصد زیارت علی (ع) برداشتی، حقّ شفاعت را در روز قیامت خواهی داشت.
و مرحوم شیخ بهایی متوفی سال 1030 هجری نبوی که تألیفاتی عدیده دارد، در یکی از آثارش به نام «کشکول»، قطرهع‌ای از اقیانوس علم علوی را چنین بیان می‌دارد: عربی از امیرالمؤمنین (ع) پرسید: حیوانی که از سگ و گوسفند متولّد شده باشد، حلال است یا حرام؟ حضرت فرمودند: آن حیوان را با خوراک امتحان کن و ببین که گوشت می‌خورد یا علف؟ اگر دیدی گوشت می‌خورد بدان که سگ است و حرام و اگر دیدی که علف می‌خورد گوسفند است و حلال، عرب سائل گفت: یا علی، گاهی گوشت می‌خورد و گاهی علف، حضرت فرمود: با خوردن آب او را امتحان کن و ببین که با دهان آب می‌خورد یا با زبان، اگر دیدی با دهان می‌خورد بدان گوسفند است و چنانچه با زبان می‌خورد، سگ است، عرب گفت: گاهی با زبان و گاهی با دهان می‌خورد، حضرت علی (ع) فرمود: او را در گله‌ی گوسفندان بینداز و ببین اگر در جلو و یا در میان گله راه می‌رود آن گوسفند است و اگر در آخر گله می‌رود او سگ است، عرب گفت: گاهی جلو و گاهی در بین و گاهی دنبال گله راه می‌رود، حضرت فرمود: از نحوه‌ی نشستن او را امتحان کن و ببین چگونه می‌نشیند، اگر دیدی سر پا می‌نشیند سگ است و اگر به وَرِک (به فتح واو و کسر راء: بالای ران و یا کفل) و یک طرف می‌نشیند، او گوسفند است، باز عرب پرسید: آقا آن حیوان هر دو نوع می‌نشیند، در این موقع امیرمؤمنان فرمود: حال که این‌طور است، پس او را بکُش و ببین شکمبه دارد یا روده، اگر شکمبه دارد گوسفند است و اگر روده دارد سگ است، عرب از جا برخاست و در حالیکه از عظمت علمی علی علی علیه‌السّلام در شگفت و حیرت مانده بود، روان گردید.

تو به تاریکی، علی را دیده‌ای           لاجرم غیری بر او بگزیده‌ای

در جنگ احد، یکی از اعتبارات شیعه شکل گرفت، زمانی که مسلمین مورد شبیخون مشرکین قرار گرفتند و علی علیه‌السّلام به تنهایی از رسول خدا دفاع می‌نمود و حملات را دور می‌ساخت، برای لحظاتی افسردگی و غم، وجود پیامبر را فرا گرفت که ناگهان پیک وحی نازل شد و خطاب حضرت احدیّت را اعلام نمود که ای رسولِ من، وقتی علی را داری چه غم داری؟ شما هم برای رهایی از گرفتاری‌ها و غم و پریشانی بخوانید:

نادِ عَلِیّاً مُظْهِرَ الْعَجائِبْ

 تَجِدْهُ عَوْناً لَکَ فِی النَّوائِبْ

 کُلُّ هَمٍّ و غَمٍّ سَیَنْجَلی بِوِلایَتِکَ یا عَلی

ای جوانان عزیز، ای سرمایه‌های قیمتی میهن اسلامی: ایّام و لیالی حاضر را به تخلیه و تصفیه‌ی روح و جسم از معاصی و پیرایه‌های نفسانی و شیطانی بپردازید تا بتوانید با حضرت علی (ع) ارتباط معنوی برقرار کنید، ناجی روزها و شبهای شما از خسارت و زیان، حضرت علی (ع) است که محقّقاً او جزء منفصل حق‌تعالی در زمین است، به علی (ع) وصل شوی به خدا وصل شده‌ای، آیا نشنیده‌ای: «علیٌّ حُبُّهُ جُنَّة قسیم النّار والجَنَّة (سند: ینابیع المودة 180)»، اتّصال و ارتباط با حضرت علی (ع) برای روح و جسم شما در مقابل هجوم ویروس‌های گناه، سپر و حفاظ ایمنی ‌می‌سازد، وقتی روح علوی سراسر جسمت را فراگیر شد، آن‌گاه مُقَسِّم بهشت و دوزخ که به اذن‌الله، علی است می‌داند در تعامل با تو چگونه تصمیم‌گیری نماید، آن زمان که تو در محبّت و ولایت حضرت علی (ع) بسوزی و ذوب شوی و فانی گردی، دیگر هرگز محبّ واقعی که به عشق آن حضرت سوخته و گناه نکرده، به آتش قهر و غضب خدایی نخواهد سوخت، رسول حق می‌فرماید: «ان علی الصراط لعقبةً لا یجوزها احدٌ الا بجواز من علی بن ابیطالب (سند: تاریخ بغداد 10/357)»، و ایضاً قال: «لا یدخل الجنّة الا من جاء بجوازٍ من علی بن ابیطالب (سند: المناقب ابن مغازلی 119)»، حرف آخر که ختامه مسک است کلام رسول رحمت است که فرمود: بدرستیکه برای عبور از پل صراط یک عقبه و راه دشواری وجود دارد که هیچ کس نمی‌تواند از آن عقبه عبور نماید الّا اینکه برگ عبور از ناحیه‌ی حضرت علی (ع) در دست داشته باشد و باز فرمودند: داخل بهشت نخواهد شد احدی مگر اینکه مجوّز آن را از دست مبارک حضرت علی (ع) گرفته باشد.
پس ای جوانان که شیطانِ نفس همواره در کمین شماست: مراقب اعمال و رفتار و گفتار خود باشید، حیف است برای خوش‌گذرانی و لذائذ کوتاه و گذرای عمر، از لذّت واقعی جاوید و ماندگارِ در خیمه‌ی حضرت علی (ع) بودن غافل شوید، نکند خدای ناکرده با اعمال رذیله و قبیحه که دون شأن شیعه‌ی علی است، آن حضرت را و فرزند دلبندش حجّة بن الحسن را از خودمان ناخشنود و دلگیر کنیم و ابلیسِ نفس موجب شود تا افتخار اتّصال به ایشان را از کف دهیم که خسارتی غیر قابل جبران است:

ای عاشـق علی تـو بـیـا یا علی بگـو        هر لحظه هـر نفس همه جا یا علی بگو
پشتـت اگـر شکست ز سنگینـی گنـاه        افسـرده دل مبـاش و بیـا یا علی بگـو
حل می‌شـود تمامـی غم‌های سینـه‌ات        بـا سینـه‌ای تهـی ز ریـا یـا علی بگـو

لذا به گرفتاران در چنگال قدّار هوی و هوس و نفسانیّات عرض می‌کنم: این دعا که بخشی از دعای صباح حضرت علی (ع) است را در طول ایّام و لیالی عمر خود زمزمه کنید، شاید امدادگری برای نجات از قعر ظلمات معاصی باشد:

الهـی قلبـی مـحـجـوبٌ
خدایـا قلبم در پرده‌ی حجـاب

و نفــســی مـعـیــوبٌ
و  نفْســم  پــر  از  عــیــب

و عـقـلــی مـغـلــوبٌ
و عقلم مغلوب هـوی و هـوس

و هــوائــی غـــالــبٌ
و هـوای نفسـم بر مـن غالـب

و طـاعــتــی قلــیــلٌ
و  اطـــاعــتــــم  کـــــم

و معصیـتــی کـثـیـــرٌ
و نـافـرمـانی و گنـاهـم زیـاد

و لسانـی مقـرٌّ بالذنـوب
و زبـانم به‌گناه مقر و معترفست

فـکـیــف حـیـلــتــــی
پــس  چــاره‌ام  چـیــســت

یـــا ستّــار الـعـیــوب
ای خدایی که روی‌گناهان و عیوب
نفسانی پرده‌می‌کشی تا آبرویم نرود

و یـا علّــام الـغـیــوب
و ای آگـاه به اسـرار و غیب‌ها

و یـا کـاشف الکــروب
و ای بـرطرف ‌کنـنـده‌ی غـم‌‌ها

اِغـفــر ذنـوبــی کلَّـهـا
همـه‌ی گناهـان مـرا بـبـخـش

بحـرمـة محـمّـد و آلــه
بـه احـتـرام مـحـمّــد و آل او

یا غَفّـارُ یا غَفّـارُ یا غَفّـار
ای‌آمرزنده‌ و بخشنده و عفوکننده

در خاتمه از شما می‌خواهم که در این لحظات فیّاض، به یاد مردم مظلوم عراق و نجف هم باشید و برای آنان دعا کنید که خداوند اَعْتاب مقدّسه را از شرور و فتن مستکبران و متجاوزان مصون و محفوظ بدارد و از خدا مسئلت نمایید که به حرمت‌شکنان حریم علوی را با دست پُر کفایت خودش رسوا فرماید و میهن اسلامی ما را نیز از جمیع خطرات به حقّ امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام محافظت فرماید.

 

والسّلام علی الثّقلین القرآن و العترة و علی تابعیهم و رحمة الله و برکاته

«سالروز ولادت حضرت علی (ع) ـ 13 رجب 1425 ه.ق»

 


1ـ غیاض: درختان انبوه

2ـ مِداد به کسر میم: جوهر و مرکب، و به فتح میم: قلم را گویند.

3ـ تراجم روایات با خامه‌ی شکسته‌ی این مُذنب مُسْوَدُّ الوجه است فلذا به مصداق: العذر عند کرام النّاس مقبول، قصورات و کثورات و نارساییها را بر من ببخشایید که تنها هدفم رسانیدن مطلب به گوش جوانان بوده و لا غیر و ما علینا الِّا البلاغ.

 4ـ موضوع تولّد یافتن علی علیه‌السّلام در کعبه‌ی معظّمه، در کتب اهل سنّت از قبیل: مستدرک الصحیحین حاکم نیشابوری ج 3 ص 483 و کتاب تذکرة الخواص سبط ابن جوزی ص 10 و کتاب فصول المهمّه‌ی ابن صباغ مالکی ص 300 و کتاب نورالأبصار شبلنجی ص 69 وارد گردیده است.

5 ـ وی در هیجده یا نوزده جنگ، در التزام رکاب پیامبر و در جنگ صفّین، همراه علی علیه‌السّلام بود، سال وفاتش 74، 77 و 78 هجری نبوی وارد گردیده است.

6 ـ محلی است بین مکه و منی

7ـ ‌ابوطالب ‌و ‌فاطمه

8 ـ اینکه می‌فرماید: خلقِ جدید، چون طلوع وغروب خورشید در طی سال فقط از یک نقطه‌ی ثابتِ واحد نمی‌باشد و به عبارت دیگر ما یک مشرق و یک مغرب نداریم، بلکه خورشید در هر روز از یک زاویه‌‌ی خاص طلوع دارد و در پایان همان روز در یک زاویه و درجه‌ی خاص غروب می‌نماید و روز بعد از زاویه‌ی کنار زاویه‌ی روز قبل، این طلوع را خواهد داشت و غروبش هم به همین منوال است، لذا در قرآن هم داریم: مشارق الأرض و مغاربها (س 7 ـ ی 137) و ایضاً: فلا اقسم بربّ المشارق و المغارب انّا لقادرون (س70 ـ ی 40) و در این آیه می‌فرماید: ما قدرت برای جابجایی شرق و غرب عالم را داریم و امروزه، علم روز هم این مقولات را به اثبات رسانیده و مهر تأییدی است بر معجزه بودن قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان جهان.

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : منتظر غریب

← لینکدونی

← آرشیو

← لینکستان

← صفحات جانبی